نقد و بررسی رمان آشیانی بر باد و مه نوشته مژگان زارع

 رمان آشیانی بر باد و مه

خلاصه رمان آشیانی بر باد و مه :

آشیانی بر باد و مه، روایت زندگی زنی به نام ترانه در آستانه سی‌سالگی است؛ ترانه دختری پنج ساله دارد و در خانواده‌ای به شدت سنتی به دنیا آمده است. همین قوانین سخت و دست و پاگیر خانواده پدری، مادر او را از خانه فراری می‌دهد. فرار مادر از خانه، تأثیر عمیقی بر زندگی ترانه گذاشته و باعث انتخاب‌های اشتباه زیادی از جانب او می‌شود . رمان آشیانی بر باد و مه نوشته مژگان زارع

تمام رمان های مژگان زارع

کلیت اثر:

«آشیانی بر باد و مه» به عنوان آخرین اثر چاپی مژگان زارع، از پختگی قلم بسیار بهتری نسبت به آثار قبلی نویسنده برخوردار است. این اثر پیش از این تحت عنوان «بی‌آشیان»، برای مدتی بر روی درگاه‌های اینترنتی قرار داشت، اما نویسنده توانست به زیرکی و البته توانمندی قلم خود، مشکلات اثر را رفع کرده و همان قصه را در شکلی پخته و منسجم به روی گیشه بیاورد.

طرح جلد و عنوان:

عنوان آشیانی بر باد و مه، نامی جدید و بکر برای این اثر نیست و گوش مخاطب با این دست اصطلاحات بسیار آشناست. شاید اگر کمی دقت، زمان و وسواس بیشتری برای نام و طرح این اثر گذاشته می‌شد، نام و طرحی خاص و مناسب با خود قصه انتخاب می‌شد. بد نیست بگوییم این طرح جلد و نام، برای این قصه، کمی دم دستی و ساده به نظر می‌رسند و محتوای قصه، یک سر و گردن از نام انتخابی و طرح روی جلد بالاتر است.

شروع قصه: شروع پرطنین و محکم کتاب، کاملاً گیراست و مخاطب را به درون قصه و میان قصه آدم‌هایی می‌کشاند که از آنها و چرایی حضورشان هیچ نمی‌داند. همین ندانستن‌ها و شوق برای دانستن، کشش و تعلیق مناسبی را در ابتدای داستان به وجود آورده است.

روند قصه: قصه در زمان حال روایت می‌شود؛ اما از همان ابتدا مخاطب متوجه است که این یک داستان معمولی نیست. نویسنده با هوشمندی ضمن استفاده از فلش‌بک‌هایی ماهرانه، در گذشته و حال در رفت و آمد است. همین مسئله به مخاطب نشان می‌دهد که با یک قصه روتین، بدون فراز و فرود، خطی و ساده روبرو نیست که انتظار داشته باشد سرنوشت همه‌ی مسائل یک‌جا مشخص شود. مخاطب در این داستان با زنی کاملاً سرد، مأیوس و حتی گاهی تند و تیز روبرو است. فلش‌بک‌هایی که در گذشته این زن وجود دارد، دلیل سیاهی دیدگاهی است که او به اطرافیان دارد؛ مخاطب اغلب ترانه را در این برخوردهای منفی محق می‌داند.

دانلود رمان آشیانی بر باد و مه

نثر:

بدون شک، «آشیانی بر باد و مه» یکی از معدود قصه‌هایی است که از نثر بسیار قوی و اثرگذار برخوردار است. استفاده از الفاظ و اصطلاحات زیبا، ترکیب‌سازی مناسب جملات، بیان احساسات به زبان ساده و قابل فهم از ویژگی‌های این نثر به شمار می‌رود. این تفاخر نثر به حدی است که مخاطب به راحتی چشم بر روی ایرادات ویرایشی می‌بندد. البته اگر زبان راوی و شخصیت‌ها تکرار نمی‌شد، جذابیت اثر و رضایت مخاطب بالا می‌رفت. برای مثال ما در این کتاب، با واژه «ول‌خند» به عنوان ترکیبی خلاقانه و جدید روبرو هستیم؛ اما زمانی که این اصطلاح علاوه استفاده چندین و چندباره راوی، وارد مکالمات چندین شخصیت از جمله ترانه، رئوف و دیگر اعضای خانواده می‌شود، دیگر آن جذابیت اولیه را نداشته و از اثرگذاری آن کاسته می‌شود.

سوژه:

مخاطب در این قصه، هم فضایی تازه و هم کلیشه‌ای را تجربه می‌کند. شاید این نوع انتخاب، در حال حاضر بهترین انتخاب برای سوژه رمان باشد. اگر رمان فقط قصه‌ای تازه و بکر را دنبال کند، ممکن است مخاطب خسته شده و دلش کمی کلیشه بخواهد؛ و اگر هم سوژه قصه، فقط کلیشه‌ای باشد، آن وقت است که شاهد چند داستان سرهم‌بندی شده در یک کتاب خواهیم بود که مطمئناً سطح نارضایتی را افزایش خواهد داد. ما در این قصه هم با سوژه کلیشه ازدواج با یک شخص اشتباه و طلاق، و پس از آن هم برگشتن به عشقی که مدت‌ها به پای معشوق نشسته روبرو هستیم؛ با این حال نویسنده با تبحر توانسته از این سوژه نخ‌نما و قدیمی، داستانی متفاوت خلق کرده و به مخاطب ارائه دهد. هریک از اتفاقات قصه، هوشمندانه و به آهستگی، مخاطب را از این نگاه کلیشه‌ای دور کرده و به زاویه دید نویسنده می‌رساند.

شخصیت پردازی:

از دیگر ویژگی‌های بارز و مثبت این کتاب، شخصیت‌پردازی آن است. مخاطب در این قصه، با شخصیت‌های متفاوتی روبرو است؛ اما تغییرات هیچ‌یک از این شخصیت‌ها یک‌باره نیست و برای هر تغییر و تحولی زمینه‌چینی لازم اتفاق می‌افتد. همانند زندگی معمولی که در اطراف هریک از ما جریان دارد، در این کتاب نیز نه خوب‌ها، تا آخر خوب می‌مانند و نه بدها، بد! نقطه قوت این شخصیت‌های قابل لمس، شخصیت خود ترانه است. شخصیتی دوپاره که مخاطب حتی این دو پارگی را از دو اسمه بودن او درک می‌کند.

می‌توان گفت زمانی که خانواده نام «ترانه» را برای او پذیرفت، ترانه نیز تقریباً به شخصیت واحد رسید و دست از کنکاش فکری و دو پارگی برداشت. رئوفی که فروشنده لوازم خانگیست، مرد سنت‌شکن قصه، عصاقورت داده، سخت‌گیر و با دیسیپلین نیست، وانت سوار می‌شود و زیاد شوخی می‌کند و حتی با اینکه ترانه عناوین نچسبی به او می‌دهد، باز برای مخاطب دلچسب از آب درآمده است.

اگر قرار بود مخاطب در برهه‌ای از قصه، از مادر ترانه نفرت داشته باشد، این حس تنفر، حتی زمانی که ترانه برای دیدن او، دل توی دلش نیست، به خوبی لابهلای کلمات به مخاطب القاء شده است. امثال شخصیت خنثی و کم‌حرف پدر ترانه و همین طور شخصیت عمه در جامعه ما کم نیستند؛ و اگرچه عمه صدیقه، شخصیت منفور قصه به شمار می‌آمد، اما شاید بتوان گفت شخصیت‌پردازی این هویت، حتی بهتر از بقیه آدم‌های این قصه بود.

فضاسازی:

می‌توان گفت، فضاسازی «آشیانی بر باد و مه» در حد معقول خوب بود. شاید اگر در کنار شخصیت‌پردازی، نثر استخوان‌دار و راوی مناسب، در فضاسازی نیز نویسنده با قدرت عمل می‌کرد، این اثر تبدیل به یک شاهکار می‌شد. البته فضاسازی زمان گذشته، استفاده از مخابرات عمومی، مدرسه‌های دهه‌های قبل، فضای سوئد و … بسیار خوب از آب درآمده بود؛

اما فضاسازی در زمان حال با کمبودهایی همراه بود. اگرچه نویسنده برای به دست آوردن اطلاعات زحمات و زمان زیادی گذاشته، اما مخاطب امروز در فضاسازی‌ها و توصیفات پیرامون فضا، زود خسته شده و کم‌حوصله به نظر می‌رسد. شاید مخاطبی که در چنین مکانی بوده

، جذب چنین فضاسازی شود، اما برای مخاطب معمولی که همراه قصه شده و گوش به روایت نویسنده در قصه می‌دهد، چنین نیست و به راحتی می‌تواند صفحات مربوط به سوئد، قهوه‌خوردن‌ها، پیاده‌روی و خریدهای مادرانه، دخترانه را رد کند. در مجموع به نظر می‌رسد نویسنده می‌توانست در مورد فضاسازی توانمندتر عمل کند.

باورپذیری:

با وجود شخصیت‌های ملموس و ننوشتن از اتفاقات غیرطبیعی، قصه امکان درک بالایی دارد و می‌توان به آن نمره قابل قبولی داد. مخاطب تصور نمی‌کند این شخصیت‌ها از فضا و یا سیاره‌ای دیگر آمده‌اند و این نکته مثبتی در میان رمان‌های امروز است.

راوی:

از دیگر نقاط مثبت این قصه، انتخاب خلاقانه راوی است. مخاطب در «آشیانی بر باد و مه» با شخصیتی کاملاً خاکستری مواجه است؛ اگر زاویه دید را دورتر برده و بخواهیم از نگاه نفر سومی به این شخصیت نگاه کنیم، رفتارهای شخصیت اول دلچسب نیست و گاهی با وجود برخوردهایی که با مریم و عذرا دارد؛ می‌تواند مورد نفرت مخاطب قرار گیرد؛ این حس در زمان‌هایی که این شخصیت وقیح و بددهن می‌شود، بیشتر به چشم می‌آید. در قسمتی از داستان مخاطب با مسئله سقط جنین توسط ترانه روبرو می‌شود.

اگرچه نویسنده با انتخاب من راوی، توانسته حس همذات‌پنداری مخاطب را بیدار کرده و حتی فضا را برای محق دانستن ترانه برای چنین رفتاری آماده کند؛ اما این انتخاب راوی، به مخاطب فرصت چندانی برای درک و درگیر شدن با جنس رفتار بی‌پروا و بدذات ترانه نداده و مخاطب به ترانه بابت چنین رفتاری حق می‌دهد.

منطق: منطق داستان در اغلب صحنه‌ها مورد پذیرش مخاطب است؛ جز چند مورد قابل اغماض که در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره خواهیم کرد. به عنوان مثال، نویسنده در شخصیتی که از ترانه برای مخاطب تصویر می‌کند او را در دوره نوجوانی دختری سرکش و تیز و زرنگ معرفی می‌کند، اما همین دختر زمانی که وارد زندگی ارژنگ می‌شود،

به راحتی و خوش‌خیالانه از نشانه‌های خیانت گذشته و حتی با بی‌توجهی‌های ارژنگ هم علی‌رغم اینکه کارد به استخوانش رسیده کنار می‌آید نویسنده تلاش کرده در چند جمله این ذهنیت را جا بیندازد که ترانه از ترس اینکه مبادا بگویند او نیز مانند مادرش خانه و زندگی را رها کرد، این اتفاق را معقول جلوه دهد؛

اما با وجود شخصیت سرکشی که از ترانه در ذهن مخاطب ترسیم شده، چنین رفتاری معقول است؟ حتی اصرار خانواده مشکات برای بچه‌دار شدن ارژنگ نیز چندان موجه به نظر نمی‌رسد. ضمن اینکه هرچه رو به آخر کتاب می‌رویم، دلایل برای با دست پس زدن‌ها و با پا پیش‌کشیدن‌ها کمتر معقول به نظر می‌رسد.

پایان بندی:

قصه با تعلیق خوبی شروع شده، در دو چهارم قصه، سطح تعلیق کاهش یافته، سه چهارم بعدی باز اوج می گیرد و در نهایت هرچه به آخر قصه نزدیک می‌شویم، این تعلیق دوباره از اوج به افول می رسد. تعلیق قسمت انتهای کتاب، به اندازه بخش ابتدایی نیست؛ شاید دلیل این امر طولانی شدن صفحات پایانی قصه است. به نظر می‌رسد اگر نویسنده صد و پنجاه صفحه پایانی داستان را در سه یا چهار صحنه محدود و در حجم یک سوم کاهش می‌داد، قصه به همان قوتی که شروع شده بود، به همان قدرت نیز پایان می‌یافت و مخاطب بدون اینکه حس نفس‌گیری و خستگی داشته باشد، با لذتی عمیق کتاب را می‌بست.

جمع بندی: «آشیانی بر باد و مه» اثر قابل دفاعی بوده و نمره خوبی از مخاطب می‌گیرد؛ اگرچه این کتاب نیز مشکلاتی داشته و بدون نقص نیست. یکی از مشکلات کتاب که شاید در دویست صفحه اول، بتوان آن را به عنوان نقطه قوت کتاب در نظر گرفت، فلش‌بک‌هایی است که بدون استفاده کلیشه‌ای از دفتر خاطرات، یادآوری عکس‌ها، خیره شدن به نقطه‌ای و … اتفاق می‌افتد. نویسنده بدون استفاده نخ‌نما از این اصطلاحات، توانسته زیرکانه نقبی به گذشته زده و بدون اینکه مخاطب را سرگردان حال و گذشته کند، او را از چند و چون ماجرا مطلع کند؛

اما همین فلش‌بک‌ها باعث شده از تعلیق ابتدای قصه به مرور کاسته شود. در اوایل کتاب، این رفت و برگشت‌ها مخاطب را میخکوب می‌کند. اما از لحظه‌ای که مخاطب متوجه این هنر خاص نویسنده در فلش‌بک‌ها می‌شود، این تازگی از بین رفته و به مرور مخاطب را کم‌حوصله می‌کند. این مهارت شاید در قسمت ابتدایی قصه بسیار چشم‌گیر بوده و مخاطب را متوجه تیزهوشی نویسنده کند، اما از یک نقطه به بعد، مخاطب بیشتر دوست دارد از گذشته دل کنده و بیشتر از ماجراهای حال مطلع شود.

علی‌رغم اینکه مخاطب برای فهمیدن قصه، نیاز به خواندن این فلش‌بک‌ها دارد و نمی‌تواند از آنها سرسری بگذرد، اختصاص صفحات طولانی و پرداخت بیش از اندازه و جز به جز اتفاقات برای مخاطبی که بیشتر پی‌گیر زمان حال است، خسته‌کننده شده و گاهی او را به مرحله‌ای می‌رساند که حاضر است به راحتی و برای ساعاتی کتاب را کنار گذاشته و به خود استراحتی بدهد.

در مجموع می‌توان گفت «آشیانی بر باد و مه» یکی از بهترین‌های نشر شادان در یکی دو سال اخیر بوده و قلم مژگان زارع، روز به روز بهتر از گذشته شده است. مخاطب در مواجهه با آثار وی می‌داند با نویسنده‌ای روبرو است که می‌داند چه می‌خواهد؛ نویسنده‌ای که آگاهانه و با احاطه بر علم نویسندگی قلم زده و صفحه‌ای را بیهوده سیاه نکرده است.

رمان های مژگان زارع در تک سایت:

 رمان خواب های طلایی

رمان خوشبختی های کوچک

رمان قتل کیارش

منبع: نقد رمان عامیانه

7+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

2 دیدگاه در “نقد و بررسی رمان آشیانی بر باد و مه نوشته مژگان زارع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *