دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت pdf,java,apk,epub

رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی

:نام کتاب:قرار نبود

:نویسنده:هما پور اصفهانی

:حجم کتاب:۴٫۶۱مگابایت پی دی اف و ۱٫۳۸ مگابایت اندروید و ۱٫۲۷مگابایت جاواو ۵۶۵کیلو بایت epub

:خلاصه ی داستان:

داستان درمورد دختری به اسم ترساست که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور… مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش (عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده . ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)ب ه خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا، به همین خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه، …

:فرمت کتاب:pdf,java,apk,epub

   :دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت پی دی اف

 :دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت اندروید

 :دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت جاوا

:دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت epub

 

قسمتی از متن رمان:

صدای آهنگ آنشرلی بلند شد. سرم داشت منفجر می شد. دستم رو از زیر پتو بیرون آوردم و روی عسلی کنار تخت کشیدم. صدا لحظه به لحظه داشت بلند تر می شد و من لحظه به لحظه عصبی تر می شدم. بالاخره دستم خورد به گوشیم. چنگش زدم وکشیدمش زیر پتو. یکی از چشمامو به زور باز کردم و دکمه قطع صدا رو زدم. صدا خفه شد. نمی دونم چرا آهنگی رو که اینقدر دوست داشتم گذاشته بودم برای آلارم گوشیم. دیگه داشتم از این آهنگ متنفر می شد. ساعت چند بود؟ هفت صبح. لعنتی! خوابم می یومد دیشب تا صبح داشتم چت می کردم و تازه دو سه ساعت بود که خوابیده بودم. این چه قرار کوفتی بود که من با دوستام گذاشته بودم؟ انگار مرض داشتم! با غر غر از جا بلند شدم و کش و قوسی به بدنم دادم. نگاهم به در و دیوار بنفش اتاق افتاد. همه دیوارها با کاغذ دیواری بنفش پوشیده شده بود و بهم آرامش می داد. در حالی که لی لی می کردم تا خورده چیپس هایی که از دیشب کف اتاق پخش شده بود و حالا چسبیده بود به پایم جدا شود کنار پنجره رفتم و با ضرب گشودمش. باد سرد توی صورتم خورد و لرزم گرفت. با خشم خم شدم و چیپس ها را از پایم جدا کردم و غر غر کردم:

– لعنتی!صدای زنگ گوشیم بلند شد. اینبار آهنگ ملایمی از کریس دی برگ بود. لب تخت نشستم و گوشی رو که زیر بالش چپونده بودم در آوردم. صورت دلقکی بلنفشه روی صفحه چشمک می زد گوشی را در گوشم گذاشتم و گفتم:- بنال …- اه باز تو صبح زود پاشدی اعصابت مثل چلغوز شد؟- هر چی باشم بهتر از توام که … – من که چی هان؟خندیدم و گفتم:- قیافه ات شبیه چلغوزه!صدای جیغ جیغویش بلند شد:- بیشعووووووووووور! تو هنوز اون عکس روی گوشی نکبتتو عوض نکردی؟ خیلی خرییییییی من می دونستم این عکس اتو می شه تو دستای توی خرچسونه.خوابیدم روی تخت و گفتم:- بنفشه جون سگ بابات حال ندارم از خونه بیام بیرون. تازه حالا از اتاق که برم بیرون اعصابمم چیز مرغی می شه چون با بدختی باید ماشین دودر کنم.- ترسا خیلی خری! هیجانش به روزنامه اشه!- آخه کثافت …صدای بوق پشت خطی مانع از ادامه حرفم شد. بنفشه گفت:- صدات قطع شد.- خف بابا پشت خطی دارم. بنفشه رو گذاشتم تو لیست انتظارو و جواب شبنمو دادم:- هان؟- هان و درد تو گور خواهر جوون مرگت!- وا خاک تو سرت کنم الهی با خواهر من چی کار داری؟- بسکه تو بی شعوری! اول صبحی گوشیو بر می داری بگو جوووووونم … تا منم یه حال اساسی بکنم با اون صدای ناناز تو …- خیلی عوضی شدی شبنمااااا … برو با صدای بابات … استغفرالله!غش غش خندید و گفت:- چی کاره ای؟- والا اگه شما دو تا نکبت اجازه بدین من بلند شم یه آب تو این صورت جیشی ام بزنم. بعدم یه چیزی کوفت کنم و بیام.- اووه اون وقت دیگه لاشه روزنامه هم بهمون نمی رسه.- نرسه به درک! انگار دارن تو عهد میرزا کوچک خانوم سیبیلو زندگی می کنن. لا گور کنم شما رو الهی. خفه مرگ بگیر برو کاراتو بکن بذار منم به کارام برسم.- خیلی خب بدو که دل تو دلم نیست.زیر لب گفتم:- تو که غمی نداری …- چی؟- هیچی … بای.- بای.دوباره صدای بنفشه بلند شد:- اووووووووووووی چه خری بود؟- همزادت بود.- درد !- ولم کن تو رو خدا صبح اول صبحی فحشی نبود که تو بار من نکنی. خندیدم و گفتم:- ببخشید عشخ من … مودونی که من صپا اخلاخ ندالم …- کی بود؟- دردو کی بود؟ ببین فقط باید فحشت بدم لیاقت نداری باهات عین ادم حرف بزنم! فضولی تو؟ به تو چه ربطی داره که کی بود؟- اینقدر فک زدی خو یه کلمه می گفتی چه خری بود؟- شبنم بود …- چی می گفت؟- عین تو نشسته منتظر سرویس- خب پس عزیزم زود باش اینقدر مردومو معطل نذار زشته.جیغ کشیدم:- بنفشههههههههههههه ….- کی می تونه با تو طرف شه؟خندیدم و گفتم:- گمشو کاراتو بکن الان می یام.- منتظرم عشق من بای.- بای.گوشیو قطع کردم و از جا بلند شدم. شلوارک کوتاه آدیداسم رفته بود لای پام. نق نقی کردم و با دست کشیدمش بیرون. جلوی آینه میز آرایشم ایستادم و خودمو دید زدم. شده بودم عین میت! بعضی وقتا از قیافه خودم می ترسیدم. گوستم زیاد از حد سفید و بی رنگ بود. چشمامم یه رنگ خاصی بود. سبز خیلی خیلی روشن که به سفیدی می زد. برای همینم بنفشه و شبنم چشم سفید صدام می کردن. موهام بی رنگ و بی حال ریخته بودن کنار صورتم. عین خون آشام شده بودم. کش مومو برداشتم و موهای بلندمو که تا وسط وسط کمرم بود با کش بستم. دمپایی ابری هامو پام کردم و با غر غر رفتم بیرون. اتاق من توی طبقه دوم ساختمون بود و خوبیش این بود که دستشویی و حمام مجزا داشت. رفتم تو دستشویی و درو بستم. بدجور ذهنم مشغول بود. اگه قبول نمی شدم چی؟ اگه … ای خدا می دونی که تنها امیدم به همینه که قبول شده باشم. ولی خودمم می دونستم که امیدم الکی بود با رتبه ۳۰۰۰ مگه می شد پزشکی قبول شده باشم؟ مسواک زدم و آبی هم توص صورتم پاشیدم و رفتم بیرون. بالای پله ها که رسیدم نشستم روی نرده و لیز خوردم تا پایین:- هورااااااااااااااااا…عزیز جون پایین پله ها بود و داشت با چشمای گشاد نگام می کرد. با دیدن نگاهش خنده ام گرفت و در حالی که لپای باد کرده و پر چینش رو می بوسیدم گفتم:- صبح عزیز جونم بخیر!- نه نه حالت خوبه؟- آره نه نه جونم از این

 

186+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

46 دیدگاه در “دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت pdf,java,apk,epub

  • ارسنجان

    (فروردین ۲, ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۳ ب.ظ)

    با سلام
    آیا مایل به تبادل لینک با وبلاگ رنک ۴ هستید؟
    آدرس: http://arsanjan.blogfa.com
    پیج رنک: ۴
    اگر بله ، لطفا سایت زیر را با مشخصات داده شده لینک کنید
    و بعد در قسمت نظرات وبلاگ بالا اعلام کنید تا با چه نامی و چه آدرسی لینک شوید
    متن لینک: دانلود آهنگ
    لینک: http://download-music.in
    باتشکر

    3+

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۹ ب.ظ:

    دوست عزیز بلاگفا نمیتونه لینک های فالو ارائه بده و اگه پیچ رنک شما ۱۰ هم باشه برای تبلیغات مناسب نیست . موفق باشید

    4+

    [پاسخ]
  • ارشیا

    (فروردین ۲, ۱۳۹۳ - ۳:۰۹ ب.ظ)

    آقا اصلا دقت کردید اون عکسه زنی که رو کاور رومانه کیه؟؟؟
    باو جان من یکم در انتخاب تصاویر دقت کنید تا مثه این سه نشه.

    3+

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۸ ب.ظ:

    دوست عزیز این دفه داشتی فیلمو میدی دقت کن . خیلی فرق بین اون و آماندا سیفرده .

    رمان نه رومان
    موفق باشی

    6+

    [پاسخ]
  • amir

    (فروردین ۲۸, ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۴ ق.ظ)

    ممنون…فقط

    3+

    [پاسخ]
  • MAHTAB

    (خرداد ۱۰, ۱۳۹۳ - ۴:۲۲ ب.ظ)

    داستان قشنگیه توسکا خیلی بهتره اونم از هما پوراصفهانیه

    5+

    [پاسخ]

    fati jooon پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۲:۲۲ ب.ظ:

    توسکا ک بی نظیره

    2+

    [پاسخ]
  • مهران

    (خرداد ۱۲, ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۲ ب.ظ)

    با تشکر

    1+

    [پاسخ]
  • negin

    (تیر ۱۷, ۱۳۹۳ - ۲:۱۹ ق.ظ)

    qooroore artan aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiie

    4+

    [پاسخ]

    ستایش پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۹:۲۸ ب.ظ:

    فقط قرور ترتانه که داستان رو قشنگ می کنه

    1+

    [پاسخ]
  • مصطفی

    (بهمن ۴, ۱۳۹۳ - ۶:۴۷ ب.ظ)

    سلام به همه.
    ای کاش میتونستم بطور زنده و مستقیم با خانم هما پوراصفهانی دیدار و گفنگو داشته باشم.
    نمیدونم این چندمین رمان ایشونه.اما اگه بخوام خیلی مختصر و مفید بگم…رمان فوق العاده مزخرف بود.
    و به نظر من اصلا ارزش خوندن نداشت.
    البته باید بگم قلم خانوم اصفهانی خیییییلی خوبه و ذهنشون واقعا بازه.اما این داستان از لحاظ محتوایی افتضاح بود.
    بدترین چیزش توهمات فانتزی و ایده آل گرای اون بود.
    من از اینکه همه شخصیتها اینقدر مثبت باشن متنفرم.
    بهتون پیشنهاد میکنم رمانهای میراث خانوم بانو همخونه و هیچکی مثل تو نبود رو بخونید تا به تفاوت محتواها پی ببرید.

    1+

    [پاسخ]
  • نیلوفر

    (بهمن ۹, ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۳ ق.ظ)

    عاشق این رمانم

    4+

    [پاسخ]
  • سارا

    (بهمن ۱۳, ۱۳۹۳ - ۸:۳۳ ب.ظ)

    سلام واااقعا رمانهای هما عالیه دستشون درد نکنه من همه ی رمانهاشونو خوندم… فقط یه سوال داشتم میشه رمانهای دیگه ای مثل قرارنبود که سبکشون همخونه ای هستش و خیلی هم قشنگه رو بهم معرفی کنید؟ ممنون میشم.. موفق باشید

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۳ ق.ظ:

    رمان در همسایگی گودزیلا
    http://www.tak-site.com/category/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%af%db%8c-%da%af%d9%88%d8%af%d8%b2%db%8c%d9%84%d8%a7/

    و رمان واحد رو به رویی که همین سایت هست ، جست و جو کنید پیدا میشه

    6+

    [پاسخ]
  • سما

    (اسفند ۱۵, ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۷ ب.ظ)

    جالب بود، فقط ی چیزیش عجیبه رمان های هما پوراصفهانی، اونم این که خیلی از شخصیت های رمانش چشماشون رنگیه. خیلی هم توی رماناش چشم ها رو توصیف میکنه به طور اغراق آمیز، همچنین خیلیا هم توی رمانش در حد مررررگ خوشگلن ، دیگه بیش از حد اغراق کرده.

    2+

    [پاسخ]
  • Melika

    (فروردین ۱۵, ۱۳۹۴ - ۶:۴۴ ب.ظ)

    Aaaaaaaalllllliiiiiiiiiiiibbbbbbboooooooodddddddd
    Hatman bekhonid man ke aaaasheghesh shodam

    3+

    [پاسخ]
  • zahra-s

    (فروردین ۱۷, ۱۳۹۴ - ۷:۰۱ ب.ظ)

    سلام میشه یکی بهم بگه رمان های قرار نبود و توسکا و روزای بارونی ب چ ترتیبی هست؟؟ اول و دوم سومشو مشخص کنید ، مردم بس سوال پرسیدم کسی جواب نداد ، وبلاگشونم ک کسی نیست

    1+

    [پاسخ]

    zahra-s پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۸:۴۷ ب.ظ:

    اگه امکان داره ترتیب باقی رمان های خانم پور اصفهانی رو هم بگین ، استایل و مابقی رماناشون من تازه عضو خبرنامه شدم از ترتیب رمانای ایشون بیخبرم لطفا راهنماییم کنین

    1+

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۴ ۴:۲۴ ب.ظ:

    عزیزم اول قرار نبود رو بخون بعد توسکا بعد هم جدال پر تمنا اخرش هم روزای بارونی رو بخون که همه شخصیتای این سه رمان هستن

    1+

    [پاسخ]
  • zahra-s

    (فروردین ۲۳, ۱۳۹۴ - ۸:۰۷ ب.ظ)

    ساییتون باز نمیشد نگران شدیم من تازه با سایتتون آشنا شدم اولین رمانو هم از سایت شما دانلود کردم قرار نبود خانم پور اصفهانی
    پایدار باشین

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۱ ب.ظ:

    مشکل حل شد :)
    امیدوارم از سایت خودتون لذت ببرید :)

    0

    [پاسخ]
  • هانی

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۴ - ۹:۲۷ ب.ظ)

    سلام میشه چندتا رمان دیگه تو سبک قرارنبود بهم معرفی کنید

    0

    [پاسخ]
  • forogh

    (اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۴ - ۶:۵۸ ب.ظ)

    چجوری میتونم تو خبرگذاری وب ثبت نام کنم؟

    1+

    [پاسخ]
  • hadis joon

    (خرداد ۱۴, ۱۳۹۴ - ۸:۳۴ ب.ظ)

    بابا دم این هما خانوم گرم…خیلی قشنگ بود باوووو…

    0

    [پاسخ]
  • Mahsa

    (تیر ۱, ۱۳۹۴ - ۱:۱۴ ب.ظ)

    عالی بود. واقعا یکی از بهترین رمان هایی بود ک خوندم. مر۳۰

    1+

    [پاسخ]
  • ارتمیس

    (تیر ۱۹, ۱۳۹۴ - ۴:۱۷ ب.ظ)

    سلام به نظر من رمان واقعا عالی بود مثل توسکا و بقیه رمان های ایشون واقعا قشنگ بود عالییییییییییی بود واقعا ممنون از همتون بهترین رمانها یکی گناهکاره یکی قرار نبود

    0

    [پاسخ]
  • ارتمیس

    (تیر ۱۹, ۱۳۹۴ - ۴:۲۰ ب.ظ)

    من همه ی رمان های ایشون به جز استایل رو خوندم ترتیبش فکر میکنم قرار نبود/توسکا / جدال پر تمنا و بعد روزای بارونیه راستی رمان استایل چرا پایان نداره؟

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ تیر ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۵:۰۴ ب.ظ:

    هنوز به اتمام نرسیده :)

    0

    [پاسخ]
  • ندا

    (مرداد ۸, ۱۳۹۴ - ۴:۱۷ ب.ظ)

    رمان بسیار زیبایی بود ,خانوم پور اصفهانی بسیار ذهن بازی دارن,ادمین جان قرار نبود ۲ رمان خانوم پور اصفهانی هستش ؟اگه جواب بدید ممنون میشم,
    باتشکر

    1+

    [پاسخ]
  • nazli

    (مرداد ۱۲, ۱۳۹۴ - ۹:۴۶ ب.ظ)

    عالی ترین رمانی بود که خوندم اما اگه بشه سری دومشم بنویسید عالی تر هم میشه ممنون.

    0

    [پاسخ]
  • atefeh

    (مرداد ۱۳, ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۹ ق.ظ)

    عالی بوووود

    0

    [پاسخ]
  • sahharr

    (مرداد ۳۱, ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۶ ب.ظ)

    منننننن جلد ٢شو میییییخوااااام :( اه :(

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۷ ب.ظ:

    رمان توسکا و روزای بارونی رو بخونید :)

    0

    [پاسخ]
  • fereshte

    (شهریور ۲, ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۲ ق.ظ)

    سلام من این رمان رو خوندم عالی بوده به نویسنده هم خسته نباشید میگم ولی خواستم یه نظر بدم اینکه این رمان به چاپ که رسیده شده یه جوورایی جذابیتش رو از دست داده چون جذابیتش به همون یه تیکه سانسور بوده و اینکه جلد کتاب هم به دل نمیشینه چون به نظر قدیمی میاد من از خیلی هاا این حرفا رو شنیدم باز هم خسته نباشید میگم .موفق باشید یاعلی.

    0

    [پاسخ]
  • FATTII

    (مهر ۱۵, ۱۳۹۴ - ۵:۴۳ ب.ظ)

    سلام … آیا اینا همه رمانهای بدون سانسور هستن؟

    0

    [پاسخ]
  • samira1987

    (آبان ۲۳, ۱۳۹۴ - ۲:۳۱ ب.ظ)

    بی نظیر بود,عاااااااااااااااااااااااااالیییییییییی خیلی دوستش داشتم اولین رمانی بود که ۱ روزه خوندمش

    0

    [پاسخ]
  • بهار

    (دی ۲, ۱۳۹۴ - ۸:۲۶ ب.ظ)

    سلام ببخشید من رمان رو بدون سانسور میخواستم باید از کجا دانلود کنم

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۴ ب.ظ:

    رمان بدون سانسور هستش :)

    1+

    [پاسخ]
  • زهرا

    (دی ۱۶, ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۶ ب.ظ)

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییه خیلیخوب بود توصیف کردنی نیست.

    0

    [پاسخ]
  • لیلا

    (بهمن ۸, ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۷ ق.ظ)

    سلام علی جان چرا دیگه نمیشه این رمانو دانلود کنم ؟ لطفا راهنماییم کن

    1+

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۴ ۳:۲۹ ق.ظ:

    این رمان رفته برای چاپ دوست عزیز

    0

    [پاسخ]
  • مژگان

    (فروردین ۲۰, ۱۳۹۵ - ۶:۳۳ ق.ظ)

    قرار نبود دو نیما و طرلان رو از کجا میشه دان کرد عزیز

    0

    [پاسخ]
  • PARNIA

    (تیر ۲۳, ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۸ ق.ظ)

    Vaghan roman alii bood az shoma kheyli mamnoonam khanom esfehani??

    0

    [پاسخ]
  • مریم سفاری

    (بهمن ۲۳, ۱۳۹۵ - ۸:۱۲ ب.ظ)

    رمان تقلب می خواهم

    1+

    [پاسخ]
  • zahra

    (اسفند ۱۴, ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰ ب.ظ)

    رمان سیگار شکلاتی به اتمام رسیده؟

    0

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *