دانلود جلد ۱و۲ رمان نوتریکا نوشته خورشید ر

رمان نوتریکا

رمان نوتریکا یکی از اولین آثار دختر خورشید ( خورشید.ر ) که شامل دو جلد هست رو براتون آماده کردیم.

خلاصه رمان نوتریکا :

رمان نوتریکا داستان دختر و پسری در یک خانواده هست که باعث میشن زندگی تموم اعضا خانواده دستمایه تغییر بشه .

دوستان عزیز جلد اول و جلد دوم رمان نوتریکا باهم ادغام شده همه فایل ها شامل هر دو جلد هست

قسمتی از متن رمان نوتریکا:
بی سر و صدا وارد خانه شد لحظه ای ایستاد تا چشمش به تاریکی عادت کند تلو تلو خوران از پله ها بالا رفت پلک هایش را به زحمت باز نگه داشته بود وارد اتاق شد هنوز چند قدم نرفته بود که زانویش به جسم سختی خورد حتی حوصله ی ناله کردن هم نداشت بدون تعویض لباس خودش را روی تخت انداخت و با یک دست ملافه را روی سرش کشید وبی درنگ به خواب رفت.
سیمین پشت دراتاق ایستاده بود از باز کردن در امتناع کرد میدانست قرار است با چه صحنه ای مواجه شود یا بازار شام یا میدان جنگ به هر حال از این دو حالت خارج نبود تصمیم گرفت اعصابش را بیشتر از این متشنج نکند از پشت در با صدای بلندی گفت:نوتریکا…نمیخوای بیدار بشی؟ لنگ ظهره…نوتریکا… نوتر … یکا…
سیمین پس از انکه جوابی نگرفت از بیدار کردن او منصرف شد و به اشپزخانه بازگشت.
جاوید با حرص گفت: دیشب ساعت چند برگشت؟

تمام رمان های خورشید ر 

دانلود رمان نوتریکا

سیمین قوری به دست فنجان جاوید را پر میکرد اهسته گفت: چهار صبح…
جاوید با حرص گفت: پسره ی بی فکر… لابد بازم با اون سپهر رفته بود اره؟
سیمین به دفاع از نوتریکا گفت: نه بابا… با چند تا دیگه از دوستاش بودن…رمان نوتریکا
جاوید پوزخندی زد حرف سیمین را نشنیده گرفت وگفت: بوی گند ا*ل*ک*ل کل اتاقشو برداشته…
سیمین چای را مقابلش گذاشت و گفت: چیکارش داری ؟ این همه وقت درس خونده داره خستگی در میکنه…
جاوید با غیظ روزنامه اش را لوله کرد واز جایش بلند شد. سیما تقه ای به در ورودی زد و وارد خانه شد.
رو به جاوید که چهره اش در هم گره خورده بود سلام کرد.
جاوید: سلام زن داداش… حال شما…
سیما با ناراحتی روی صندلی پشت اپن نشست وگفت: چه حالی جاوید خان…رمان نوتریکا
سیمین : چی شده سیما؟
سیما زبانش را تر کرد و شروع به تعریف نمود. جاوید هم که گوشش از درد و دل های خواهرانه ی همسر خودش و همسر برادرش پر بود به اتاق رفت تا لباسش را تعویض کند و به شرکت برود.سیمین همینطور مبهوت به سیما خیره بود اخرش هم طاقت نیاورد و گفت: قرار بود ابان بیان که…رمان نوتریکا .سیما پا روی پا انداخت و گفت: از دهنم در رفت گفتم پنج شنبه ی دیگه اگه خدا بخواد نامزدی طلا و نیماست…
مهنازم نه گذاشت نه برداشت گفت: ما هم میایم…


 

57+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

3 دیدگاه در “دانلود جلد ۱و۲ رمان نوتریکا نوشته خورشید ر

  • بهشتیان

    (خرداد ۴, ۱۳۹۶ - ۱:۵۵ ق.ظ)

    سلام
    لطفا رمان ها رو برای جاوا هم بگذارید من قبلا از این سایت رمان گرفتم و گوشیم پشتیبانی کرده اما الان پرنیان هست و پشتیبانی نمیکنه.
    ممنونم

    0

    [پاسخ]
  • yalda

    (خرداد ۲۹, ۱۳۹۶ - ۹:۳۷ ب.ظ)

    سلام خسته نباشید نمیخواین رمانهای جدید در سایت قرار بدین خیلی وقته اخه

    0

    [پاسخ]
  • Fara

    (مرداد ۶, ۱۳۹۶ - ۳:۵۰ ب.ظ)

    سلام سلام
    یه رمانی هست که یه دختری مجبور میشه به خاطر سفر پدرو مادرش به کانادا بره خونه ی خاله اش و چون خانواده ی خالش مذهبی بودن میگن صیغه ی پسر خاله اش بشه. پسرخاله اش هی بهش گیر میده .میره خواستگاری یه دختر چادری ولی بعدش به هم میزنه چون میفهمه عاشق دختر خالش شده.میشه اسم این رمان رو بگین. یعنی خواهرم میخواد بخونه منو کچل کرده براش پیدا کنم .کاش قصه اشو تعریف نمیکردم براش.هرچی فکر میکنم و میگردم پیداش نمیکنم😧😭
    یه رمانی هم هست که حذف شده و من خودم شدید دنبالشم درباره ی دختریه که پدرش پسر میخواسته و هویت اونو مخفی میکنه اما پسر عموش یا نمیدونم دوستش میفهمه و …
    ممنون میشم کمکم کنید

    0

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *