رمان گناهکار نوشته فرشته تات شهدوست (فرشتهfereshteh27)

رمان گناهکار

خلاصه رمان گناهکار:

آرشام ،مرد تندخو و مغروری است که در پی انتقامی ۱۰ ساله تلاش می کند تا افراد خاصی را که ریشه از اتفاقات شوم گذشته دارند، در دام خود بیاندازد.
او با انگیزه ای خاص قصد نزدیکی به آن ها را دارد.
در مسیری که قدم گذاشته پای دختری سرزنده و شاد که وجودش غرق در آرامش است به زندگی سرد و تاریک آرشام باز می شود.
#دلارام ی که تمامی معادلات او را برهم می زند……..
و این آغاز ماجراست….

دوستان عزیز  رمان به چاپ رسیده و لینک دانلود رمان گناهکار  از تموم وب سایت ها حذف شده ، جهت تهیه به کتاب فروشی های معتبر مراجعه کنید

خلاصه: آرشام عضو باند خلاف‌کاری است که یکی از فعالیت‌های آنها، جا به‌جایی مواد مخدر است و دلارام، مستخدم خانه مرد میان‌سالی است که گاهی به پیشنهاد صاحب کارش، در مهمانی‌ها شرکت می‌کند. آشنایی مختصر قبلی آرشام و دلارام در برخوردی کوچک از یکی از این مهمانی‌ها جنبه رسمی‌تر یافته و در ادامه دست سرنوشت این دو را در مسیر زندگی هم قرار می‌دهد.

 

کلیت اثر: «رمان گناهکار» اولین اثر چاپی فرشته تات شهدوست است که در نیمه اول سال ۱۳۹۵ از نشر آراسپ به بازار عرضه شد. «رمان گناهکار» به عنوان اولین قصه چاپی تات شهدوست، کتابی‌ست که به اثرگذاری اتفاقات کودکی و نوجوانی در سرنوشت انسان می‌پردازد. نویسنده با پرداختی ضعیف، پیرامون این مسئله تلاش کرده است تا اتفاقات زندگی اشخاص را ریشه‌یابی کرده و آن را به اتفاقات گذشته افراد پیوند بزند. اگرچه این اتفاق در این اثر به شکل مطلوبی پرداخته نشده است.

 

طرح جلد و عنوان: می‌توان گفت عنوان کتاب، با محتوای آن همخوانی داشته و هماهنگ است. معرفی که آرشام در ابتدای قصه از خود داشته، حسی است که در پایان اثر به نویسنده نیز دست می‌دهد؛ گناهکاری که البته مجازاتی هم نداشت.

اما در مورد طرح جلد، باید گفت تصویر هفت‌تیر در کنار آتش، با جنگ و گریزها و خشونت موجود در قصه هماهنگ بوده است.

 

شروع قصه: شروع قصه، نقطه پرتاب مناسبی به نظر نمی‌رسد. دختری همراه آرشام به سمت ناکجاآبادی در حرکت است. دختر ناشناس مدام کنجکاوانه سوال می‌کند و در نهایت آرشام وی را در نقطه‌ای، خارج از محدوده شهر پیاده کرده و باز می‌گردد. البته در مسیر قصه، متوجه می‌شویم که این رفتار آرشام(تنها گذاشتن‌های این‌گونه)، ناشی از عقده‌گشایی است.پ

 

روند قصه: قصه در ابتدا، روز به‌روز پیش رفته و حتی به بیان ریز جزئیات غیرضروری می‌پردازد. مسئله‌ای که در نهایت به تطویل کار و حجم کاذب اثر منتهی می‌شود. اما در میانه داستان ما شاهد پرشی پنج ساله هستیم که به شدت ساختار قصه را تحت تأثیر قرار داده و مخاطب را از اوج به زیر می‌آورد. ارتباط مجدد با شخصیت‌ها و اتفاقاتی که در فضاهای جدید رخ می‌دهد، برای مخاطب سخت شده و قدرت باورپذیری اثر و همذات‌پنداری قصه را به نوسان می‌اندازد.

قصه‌سرایی هنری است که بسیاری از نویسندگان ما از آن بهره‌مند هستند اما هر قصه نیازمند هدف و دلیلی برای نگارش است. متأسفانه مخاطب در مسیر این قصه، متوجه هدف نویسنده از نگارش اثر نشده و صرفاً با اتفاقاتی مواجه است که یکی پس از دیگری پیش آمده و بعضاً با چینش فضاهایی رو به‌رو است که هویت و ذات یک جامعه، انسان و یک زن را نشانه می‌گیرد.

زن و مرد قصه، هر دو به گونه‌ای در کودکی آسیب دیده و عوارض ناشی از این آسیب در بزرگ‌سالی آنها نمود یافته است. اگرچه این تحولات در شخصیت آرشام بیشتر دیده شده و او به سمت ناهنجاری‌ها و ضدهنجارهای بیشتری حرکت می‌کند.

مسئله دیگر اینکه، تعدد صحنه‌های اروتیک در اثر، در بسیاری مواقع به نظر غیرضروری بوده و متأسفانه تنها دلیلی که می‌شد برای آن یافت، جذب مخاطب در رده سنی نوجوانان بوده است.

 

نثر و روایت: رمان گناهکار از نثر یک‌دست و روایتی مشخص بهره‌ نمی‌گیرد. مسئله‌ای که متأسفانه در بسیاری از آثار روز نیز شاهد آن هستیم. این نثر ناهماهنگ بسیار برای مخاطب خستگی‌آور و گیج‌کننده است. گاه شاهد «من راوی» از زبان آرشام و دلارام هستیم و گاه حتی با راوی سومی روبرو هستیم که گویی ما را در فضای نمایشنامه و سناریونویسی می‌برد. فضای روایت یک رمان با نمایشنامه متفاوت است و حتی زمان فعل‌ها نیز در هریک از این دو ژانر، دچار دگرگونی است. ضمن اینکه به نظر می‌رسد این تغییر مسیر روایت به «سوم شخص»، باید دلیل محکم و قانع‌کننده‌ای داشته باشد که متأسفانه در این اثر، چنین به نظر نمی‌رسد. صرف قلب بیمار آرشام و تصادف دلارام نمی‌تواند دلیلی برای تغییر روایت به این شکل باشد؛ برای گریز از چنین حفره‌ای در مسیر روایت راه‌های بسیار دیگری همچون فلش بک وجود داشت که می‌توانست قصه را با همان روایت و زبان و نثر یک‌دست نجات دهد؛ اما چنین نشده است و این مسئله نیز به اثر آسیب رسانده است.

همچنین قصه، با فضایی شبیه به خاطره نویسی پیش می‌رود. مخاطب انتظار خواندن دفتر خاطرات را در یک رمان نداشته و کسانی که حتی از این سبک در میان قصه‌های خود استفاده کرده‌اند، از به‌ کارگیری تکنیک‌ها و قواعد نوشتاری قصه، غافل نشده و در مسیر خاطره‌ خوانی شخصیت‌های قصه نیز، این ریزه‌کاری‌ها را به کار برده‌اند. اما در این اثر، کمتر شاهد ظهور تکنیک‌های نوشتاری بوده‌ایم و نویسنده صرفاً به روایت پرداخته بی‌آنکه برایش تخیل، زبان و روایت یک‌دست، فضاسازی، شخصیت‌پردازی، تلفیق فضا و اتفاقات، باورپذیری، منطق و… مسئله باشد.

منظور از خاطره‌نویسی صرفاً روایت به زبان محاوره نیست؛ که این خود نیز سبکی است و نمی‌توان بر راویان چنین نثری خرده گرفت؛ اما فقدان تکنیک‌های قصه‌نویسی در محاوره نویسی، آن را به خاطره‌نویسی تبدیل کرده و مانعی جدی در ارتباط مخاطب با اثر ایجاد می‌کند.

در این میان، نثری که به شدت محاوره بوده، در پاره‌هایی، دچار تحول شده و به زبان ادبی بازگشته و مخاطب را با فخر کلام روبه‌رو می‌کند. شوک ناشی از این مسئله، مخاطب را گیج کرده و رشته اصلی قصه را از دست او خارج می‌کند.

 

سوژه: همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، رمان گناهکار در مورد دلارامی است که کسی را نداشته و خدمت‌کار مرد خلاف‌کاری است که به واسطه شغلش، گاهی در مهمانی‌های مرد صاحب‌خانه نیز حضور دارد. در مسیر قصه متوجه می‌شویم آرشام، پسری که در کودکی شاهد خیانت‌های مادر بوده، تصمیم به انتقام از مردانی می‌گیرد که با مادرش بوده‌اند. سوژه در مسیری قابل پیش‌بینی حرکت کرده و می‌توان تصور کرد نتیجه هر چالش در هر سکانس چه خواهد شد و در نهایت به کجا خواهیم رسید. این مسئله اگرچه کلیشه‌ای است اما گاهی در کنار یک تعلیق مناسب، برای مخاطب قابل قبول است؛ اما کشش و تعلیق نامناسب اثر، این مسئله را تحت تاثیر قرار می‌دهد. خیانت‌های پی‌درپی از سوی زنان و مردان همسردار و ناکام ماندن‌های دختران چنین خانواده‌هایی، فضایی را خلق کرده که علاوه بر نزدیک شدن به تم سریال‌های ترکی، منجر به تکدرخاطر مخاطب شده و به نظر می‌رسد، فرهنگ‌سازی معکوسی را نیز به همراه دارد. به نظر نمی‌رسد این تطهیرسازی معکوس با تکرار چنین فضاهایی در یک اثر، عواقب مثبتی در یک کتاب داشته باشد. اگرچه در پایان قصه شاهد به خوشی ختم شدن تمام این اتفاقات هستیم، مسئله‌ای که بدون شک کمتر در دنیای واقعی اتفاق خواهد افتاد.

شایانی که چشمش به دنبال مادر دلارام بوده، پدر دلارام را معتاد می‌کند تا به این وسیله به مادر دلارام برسد، اگرچه موفق نشده و پس از آن چشم طمع به سوی دلارام می‌گشاید. آرشامی که شاهد خیانت‌های مکرر مادر و در نهایت ابتلای وی به ایدز بوده، سرریز عقده‌های وسیعی است که دختران مردان خائن را به منجلاب کثافت خود می‌کشد، و زمانی که این دختران عاشق سینه چاک وی شدند، آنها را مانند دستمالی دور می‌اندازد. در مسیر قصه، شایان مکرراً به آرشام توصیه می‌کند که از جوانی و شادابی‌ات استفاده کن و از زندگی لذت ببر و … قصه سراسر لذت‌های پست دنیوی است که علاوه بر ذات زن، هویت انسان را هم زیر سوال می‌برد.

شخصیت پردازی: به نظر نمی‌رسد شخصیت‌پردازی صرفاً در پرداخت و توصیف اندام و چهره افراد منحصر شود. آرشام مردی با چشمان سرد و پرغرور که همه را با همین چشمان مسخ خود کرده و اندام زیبای او، همه دختران را محو خواستنش کرده است؛ همه هشت دختری که آرشام به جهت انتقام با آنها وارد رابطه می‌شود و نیز دلارام و دختر دیگری، هلاک این شخصیت سرد و ناهنجار وی هستند. شخصیتی که در طول مسیر قصه، رفتارهای غیرقابل توجیه داشته و از خودراضی بودنش را نشان می‌دهد. دختران قصه خود را برای گوشه چشمی از این مرد، تا کجا، ذلیل می‌کنند

و دلارام، گربه وحشی و یا همان دختر گستاخ چشم خاکستری و هوس‌انگیز، همه مردان قصه را به دنبال خود کشانده و همه چشم طمع به او داشته و در تلاشند تا کامی از او بگیرند.

شخصیت‌پردازی در یک اثر، هویت دادن به بازیگران قصه است. با یک شخصیت پردازی مناسب، می‌توان همذات‌پنداری و باورپذیری قصه را افزایش داد و مخاطب را با خود همراه کرد؛ نه اینکه ما در توصیف چهره شخصیت‌ها و نوع پوشش آنها محدود شویم، هویت، تنها صورت و لباس نیست، مجموعه‌ای از رفتارها و جهانی‌بینی است که می‌تواند رفتارها و سکنان او را توجیه کرده و مسیر زندگی و سرنوشت او را رقم بزند.

متأسفانه به قدری در این اثر صحنه‌های اروتیک دیده می‌شود که در سرچی اینترنتی پیرامون آن، به دیدگاهی می‌رسیم که عنوان کرده در هر بار مطالعه این اثر، دلش رابطه خواسته و تمایلات جنسی او بیدار می‌شود. این حقیقت نهفته در پس هر صحنه اروتیکی است که نویسندگان پردازنده چنین صحنه‌هایی باید به آن توجه و دقت داشته باشند. هدف این است؟

 

فضاسازی: فضاسازی در توصیف محیط محدود شده است. کمتر شاهد تلفیق حسی بین اتفاقات، شخصیت‌ها و فضا هستیم. برای مثال شرکت آرشام، کمتر مورد پرداخت قرار گرفته، در مورد بیابان و کارگاه مواد مخدر نیز توصیف محلی خوب رخ داده، اما فضاسازی در مورد اتاق‌های خواب و توصیف این فضا، بسیار دست و دلبازانه رخ داده و نویسنده کمتر در این مورد خست به خرج داده است.

در یک جمع‌بندی کلی نمی‌توان گفت که فضاسازی قصه، نمره قبولی بگیرد. با توجه به سبک محاوره‌نویسی در چنین آثاری که منجر به خاطره نویسی شده، ضرورت فضاسازی بیشتر دیده می‌شود که متأسفانه نویسنده نتوانسته از پس این مهم برآید.

 

باورپذیری: شاید اتفاقات رمان گناهکار برای رنج بزرگ‌سال باورپذیر نباشد، اما قشر خیال‌پرداز نوجوان بسیار از این دست رمان‌های اروتیک استقبال می‌کند. کسی که سرد و گرم روزگار را چشیده و با حقایق زندگی روبه‌رو شده، چنین اتفاقاتی را حتی با چاشنی تخیل نخواهد پذیرفت. آرشام، پسر خلاف‌کاری است که سه نفر را کشته و با کمک به پلیس و حذف مدارکی که بر علیه‌ش وجود دارد، بدون هیچ مجازاتی به زندگی خود در کنار دلارام ادامه می‌دهد. مردی که گرفتار باند مواد مخدر بوده و زندگی‌های بسیاری را نابود کرده، بدون هیچ عذاب وجدان و مشکلی این زندگی به خوشی ادامه می‌یابد. حقیقتی که حتی تصورش هم دشوار است. مردی که بعد از پنج سال گم‌شدن بازمی‌گردد و زمانی که دلارام او را می‌بیند منکر شخصیت خود شده و در حرکتی بسیار عجیب، حتی اطرافیان نیز تصدیق می‌کنند که او تنها شبیه آرشام بوده و خود او نیست. چنین مسئله‌ای نه تنها باورپذیر نیست بلکه بعضاً شعور مخاطب را نیز نشانه می‌رود.

 

منطق: این منطقی است که یک قاتل، بدون هیچ دردسری و تنها به بهانه همکاری با پلیس، بدون اینکه مدرکی از خود به جا بگذارد و اسیر پلیس شود، از مجازات محروم شده و به زندگی شاد و خوش خود ادامه دهد؟ مردی که دستش آلوده مواد مخدر شده و زندگی‌های بسیاری را نابود کرده است؟ می‌توان به راحتی از همه اینها گذشت؟ منطق دلارام در پذیرش چنین مردی چیست؟ کشیده‌هایی که آرشام توی گوش دلارام می‌خواباند، چه بهانه‌ای دارد؟ آرشام در پایان قصه، اعتراف می‌کند یک بار که حالت عادی نداشته نزدیک بوده که با زن پدرش بخوابد و چنین اتفاقی نیفتاده است. کدام منطق چنین مسئله‌ای را می‌پذیرد؟ بله، حقایق تلخی زیر پوست جامعه ما اتفاق می‌افتد، اما کدام قسمت این قصه نزدیک به حقیقت بوده که اینجا خوشی‌های قبل و بعد را به این فاجعه پیوند بزنیم که بگوییم و تطهیر کنیم که اگر چنین هم شد، اشکالی ندارد و زندگی جاری است؟ در مقابل چنین اعترافی، واکنش دلارام نیز تنها دو هفته قهر و سرسنگین شدن با آرشام است؛ همین! هی وای بر زندگی که چنین پایه متزلزلی داشته باشد و بر روی چنین ویرانه‌ای ستون زد؛ هی وای!  منطق دلارام در پذیرش مردی قاتل و حامل مواد مخدر که از هم‌خوابگی با همسر پدرش هم نمی‌گذرد چه می‌تواند باشد؟ چنین کورمنطقی‌هایی بسیار در کتاب و میان شخصیت‌های متفاوت قصه اتفاق می‌افتد. شایان، رئیس تشکیلات، برای به دست آوردن دلارام دست به هر کاری می‌زند و رقیب عشقی دلارام، برای رهایی از دست دلارام، او را از روی کشتی به دریا پرت می‌کند. هرچند آرشام، بتمن شده و توی تاریکی شب، در سواحل کیش، خود را به آب زده و معشوقش را نجات می‌دهد. قصه سرشار از اتفاقات غیرقابل باور و بی‌منطقی است.

ضمن اینکه خانواده در این اثر مفهوم و جایگاهی ندارد و دختر و پسر قصه بدون هیچ وابستگی به خانواده و منسوبان خود، تنها قصه را پیش می‌برند. مسئله‌ای که در حقیقت امکان آن بسیار دور و بعید است.

 

پایان بندی: قصه با به دنیا آمدن آرام، دختر این زوج خوشبخت، با پایان می‌رسد. شخصیت‌های بد، به جز آرشام به سزای کارشان می‌رسند، مجردها ازدواج می‌کنند و همه چیز به خوشی تمام می‌شود. عوارض و عقده‌های آرشام نیز پس از چند سال تمام شده و آنها در زندگی زناشویی به مشکل خاصی برنمی‌خورند. البته دیگر از آن آغوش غرور و نگاه سرد ذوب‌کننده و جذب دختران رنگ و وارنگ خبری نیست. سوال اینجاست کدام دختر حاضر است احساسات خود را با مردی که زندگی و احساس هشت دختر را به بازی گرفته تقسیم کرده و با او یکی شود؟ مردی که گاهی از حالت‌های طبیعی خارج شده و سه قتل انجام داده است.رمان گناهکار به جای احساسات، غرایز انسانی را نشانه رفته و با تحریک این غرایز، قصه پیش می‌رود. ش..هوت بیش از عشق دیده شده و هو..س به جای عشق معرفی می‌‌شود.

جمع‌بندی: هیهات از قلمی که برای جذب مخاطب به هرچه تن دهد. شاید حضور و گسترش رمان‌های نتی، فضا را برای چنین لغزش‌های قلمی هموار کرده باشد، اما نباید از خاطر برد، چاقویی که می‌تواند یار آشپز در آشپزخانه باشد، می‌تواند آلت قتاله نیز به شمار برود.رمان گناهکار، بیش از آنکه حاوی پیام عشق باشد، لبریز از صحنه‌ها و فضاهای اروتیکی است که غرایز خفته انسانی را بیدار کرده و احتمال گناه را افزایش می‌دهد. کاش دقت و تأمل بیشتری در نگارش و نشر چنین آثاری رخ دهد و ما کمتر شاهد چنین لغزش‌‌های قلم باشیم. قلم حرمت دارد و خداوند به نام آن در قرآن سوگند یاد کرده است. حرمت آن را پاس داریم.

فرشته تات شهدوست

فرشته تات شهدوست در جشن امضاء

عکس دو شخصیت اصلی رمان گناهکار

قسمتی از متن رمان گناهکار:

در اتاق و باز کردم..این اتاق شخصیش بود..گوشه ی اتاق دوربین نصب بود..می دونستم تموم حرکات ِ ما رو ضبط می کنه.. پرتش کردم تو اتاق..چند قدم عقب رفت..تازه به صورتش نگاه کردم..یه چیزی رو تو وجودم حس کردم..یه چیز خاص.

.یه چیزی که ترغیبم می کرد فاصله ی بینمون رو با یک قدم طی کنم و صورت خیس از اشکش رو به سینه م فشار بدم.. دستام و مشت کردم و انگشتام و به کف دستم فشار دادم تا بتونم خودم و کنترل کنم.. فرصتی نبود..

دلارام لب باز کرد تا چیزی بگه که بهش امون ندادم..زدم تخت سینه ش و محکم پرتش کردم رو تخت..
حیرت زده فقط نگام کرد..حتی صدای هق هقش و نمی شنیدم..

فقط سکوت بود..و بعد از چند ثانیه..زمزمه های ریزی که از دهنش خارج می شد..داشت اسمم و صدا می زد.. روش خیمه زدم..دکمه های بلوز حریرش و بسته بود..دستم و تو یقه ش بردم و کشیدم..دکمه ها هر کدوم یه طرف پرت شد..

ترس و تو نگاش دیدم..هیچی نمی گفت.. چرا داد نمی زد؟.. چرا کمک نمی خواست؟.. چرا جلوی خودش و می گرفت؟.. چی نمی ذاشت تقلا کنه؟.. با دیدن چشماش طاقت نیاوردم و فاصله ی بینمون و برداشتم..تو اغوشم بود.

.زیر گوشش نجوا کردم..خیلی اروم..فقط خودش می شنید که دارم چی میگم.. — چرا داد نمی زنی لعنتی؟..کمک بخواه..جیغ بکش..بزن تو صورتم..چرا جلوی من ارومی و جلوی اون کفتار وحشی میشی؟..یه کاری بکن..اروم نباش دلارام.. نفس عمیق کشید.

.بغضش شکست..به کمرم چنگ زد..ولی نه از ترس.. -آرشام تو رو خدا نرو..تنهام نذار..من بـ…….. –هیسسسسس..ادامه نده……و ارومتر از قبل زیر گوشش گفتم: هر کار کردم بدون بازی ِ..راه بیا..ساکت نمون..منو پس بزن.

.همین حالا..فکر کن من یه غریبه م..مثل شایان..زود باش داره دیر میشه.. سرم و بلند کردم..چند لحظه تو چشمای خیسش خیره موندم..سر تکون دادم..با حرکت سر بهم فهموند اماده ست.. وحشیانه صورت و لباش و بوسیدم..تقلا کرد

..داد زد و خواست پسم بزنه.. — خیلی وقته تو این اتیش دارم می سوزم..ولی هربار یه جوری از دستم فرار کردی..تو کیش اگه دلربا مزاحممون نمی شد کلی برنامه چیده بودم واسه ت…….
زیر گردنش و بوسیدم..به شدت با من درگیر بود و سعی داشت کنار بکشه ولی محکم گرفته بودمش…

پیشنهاد میکنم مقاله های زیر رو حتما مطالعه کنید:

رمان بدون سانسور

فیک ژانر

آمورش رمان نویسی به سبک اینترنتی

نویسندگان نقد: جین ایر/ آن شرلی

منبع: نقد رمان عامیانه


دانلود رمان گناهکار بدون سانسور

خواندن رمان گناهکار

رمان گناهکار مخصوص موبایل

رمان گناهکار اندروید apk

356+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

33 دیدگاه در “رمان گناهکار نوشته فرشته تات شهدوست (فرشتهfereshteh27)

  • hiva

    (اسفند ۲۵, ۱۳۹۵ - ۵:۳۴ ب.ظ)

    mofid bod va manteqi 👌

    9+

    [پاسخ]
  • بینام

    (فروردین ۲۶, ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۹ ب.ظ)

    چه نقدی هم کردن مثلا خودشون حسودا :)))))))من جای خانم شهدوست بودم بابت این توهین شکایت می کردم.

    10+

    [پاسخ]
  • امنه

    (اردیبهشت ۹, ۱۳۹۶ - ۱:۰۸ ب.ظ)

    با نهایت احترام، بنظرم شما بجای نقد، اثرو کوبوندین، این رمان واقعا فوق العاده بود و کسی رو نیافتم که نخونده باشه رمانو، و اینکه کسی که توان تحمل نداره میتونه نخونه این مباحث داخل رمان کاملا عادیه.

    17+

    [پاسخ]
  • Sara

    (اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۳ ب.ظ)

    واقعا نقد جالبی بود با اینکه من خودم عاشق این رمانم و چندین بار خوندمش ولی واقعا این نقد سراسر حقیقتی تلخ بود
    از نقد کننده ممنونم

    3+

    [پاسخ]
  • Maedeh

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۰ ق.ظ)

    خیلی هم رمان قشنگ و جذابی بود من دوس دارم یبار دیگ هم بخونم

    14+

    [پاسخ]
  • Armita💀

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۳:۰۰ ب.ظ)

    ببخشید اینو میگم ولی به نظرم هر چی نوشتیدچرته ببخشیدا ولی گناهکار و ازدواج اجباری بهترینند پس لطفا زر نزنید

    18+

    [پاسخ]

    علی میر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۹۶ ۳:۰۹ ب.ظ:

    مطمئنا کسی که این طرز حرف زدنشه ، از نظرش بهترین رمان ازدواج اجباریه

    20+

    [پاسخ]
  • ♡Armita

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۳:۰۲ ب.ظ)

    ببخشید اینو میگم ولی به نظرم هر چی نوشتیدچرته ببخشیدا ولی گناهکار و ازدواج اجباری بهترینند پس لطفا زر نزنید

    10+

    [پاسخ]
  • ♡Armita

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۳:۰۸ ب.ظ)

    به نظرم بهتر بود این مطالبو نمیفرستادین چون من و هر کسی که اینو بخونه به اندازه ی فحش هایی که تا حالا کسی بهتون گفته یا از ذهنش گذشته بهتون فحش میدهد
    مرسی اه👾👽💀

    6+

    [پاسخ]
  • armita

    (اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ - ۳:۱۴ ب.ظ)

    شما نظر ندی سنگین تری

    7+

    [پاسخ]
  • رزمین رولینگ

    (خرداد ۳, ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳ ب.ظ)

    بسم الله الرحمن الرحیم
    بنده خودم نویسنده هستم و پانزده سال سن دارم.کامنتها اصلا منصفانه نیست.منتقدانی که رمان ضعیف و به شدت آبکی گناهکار رو نقد کردن قطعا از منتقدان حرفه ای بودن که البته خیلی از نویسنده ی مجازی و آبکی نویسی مثل فرشته۲۷ توقع داشتن!بنده رمان گناهکار رو خودم خوندم و در وبسایت نودوهشتیا نظراتم رو به گوش خانم تات شهدوست رسوندم منتها با توهینهایی از جانب ایشون مواجه شدم که اصلا در شان یک نویسنده ی محبوب(!)و پرطرفدار(!)نبود.رمان گناهکار همونطور که دوستان نقد کردن رمانی بسیار ضعیف هست که حتی ارزش یکبار خوندن رو هم نداره!من نمیفهمم این نسل داره به کجا کشیده میشه که چنین رمانهایی از نظرشون بهترینن؟
    خانم آرمیتا قطعا اگه خانم تات شهدوست متوجه بشن آدم بی نزاکتی مثل شما طرفدارشه خودکشی میکنه.و خیلی دیگه از دوستان!یه کم چشمانتون رو باز کنید و به جای حمایتهای بیخود از چنین نویسندگانی آثارشون رو منصفانه نقد کنید که جامعه به زوال کشیده نشه!الان خانم تات شهدوست اگه میدونست رمانش واقعا بیخوده میرفت دنبال سوژه های جالب اجتماعی!رمانهای بهتر و پرمحتوا تر مینوشت.چون امثال شما حمایتشون کردن ایشون رمانهای جدیدتری نوشتن که یکی از یکی آبکی تر!این چیزا دیگه واقعا جذابیت نداره…
    برید رمانهای خوبی بخونید مثل خوابزده…قتل کیارش…قصیده ی دل۱چون این رمانها واقعا باارزشتر از گناهکار به اصطلاح پرطرفدارن!

    11+

    [پاسخ]
  • تارا

    (خرداد ۵, ۱۳۹۶ - ۵:۴۵ ب.ظ)

    عالیییییی حرف نداره. بهترین رمانی که تا حالا خوندم.تا الان سه بار خوندمش.لایککککککککککککک

    7+

    [پاسخ]
  • mehra

    (خرداد ۹, ۱۳۹۶ - ۳:۵۲ ب.ظ)

    سلام
    بابت زحمتی که برای این مطلب کشیدید ممنون
    اما لحن مطلب تون یه کم تند بود
    و در جواب دوست نویسندمون اینکه هر کس بسته ب شرایط روحی اجتماعیی که داره یه رمان براش تاثیر گذار و قشنگ جلوه میکنه و یه چیز کاملا شخصی است.و درضمن سعی نکنید به علایق دیگران هرچند از نظر شما افتضاح هم باشه توهین کنید.

    6+

    [پاسخ]
  • فرشته

    (خرداد ۱۰, ۱۳۹۶ - ۷:۵۵ ب.ظ)

    سلام خدمت تمام دوستانی که اینجا بودند و نظریاتی درین باره داشتند .
    باید بگم رومان گناهکار رو که خوندم به نظرم بهترین می اومد اما رفته رفته بنیاداتش سست شد و نمیدونم چرا و دلارام چگونه با گذشته ی آراشام زنگی با اونو قبول میکنه و به نظرم اینجور زندگی در ایران شاید ممکن نباشه خصوشا کار های غیر اخلاقی که از طرف شایان رخ میداد .
    اما در کل برای انسان های بزرگ سال این رومان چیزیه که از حقیقت دوره اما برای نوجوانایی که هنوز خام هستند این رومان شایدم خیلی دلچسپ باشه .
    درکل تشکر میکنم از خانم شهدوست و به امید موفقیت های هرچه بیشترشون.

    7+

    [پاسخ]
  • سارا

    (خرداد ۱۷, ۱۳۹۶ - ۹:۴۹ ب.ظ)

    کاملا نقد درستی بود، واقعا لذت بردم. به امید اینکه شاهد رمان هایی با مفهوم در کشورمان باشیم.

    10+

    [پاسخ]
  • Sara

    (خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ - ۴:۴۶ ب.ظ)

    نقدتون کاملا درست و منطقی بود و این رمان واقعا لایق این محبوبیت نبود ولی ایکاش یکم ملایم تر انتقاد میکردید تا بعضیا ناراحت نشن

    0

    [پاسخ]
  • ملیکا

    (خرداد ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۷ ب.ظ)

    واقعا کارتون زشته که به نظر دیگران هر چند آبکی بی احترامی کنید و اینکه نظراتی که دیگران میفرستند ربطی به شما نداره

    2+

    [پاسخ]
  • Darya

    (خرداد ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۶ ب.ظ)

    این نقدی ک اینجا نوشته شده رو باید تکذیب کرد چون این رمان بهترین رمانی بود ک تا بحال خوندم
    رمان خوب رمانیه ک مخاطب و از دنیای خودش خارج کنه و این رمان تونست
    من ک یک هفته روز تا شب وقت سرم تو این رمان بود
    باید بگم عالییی بود
    مرسی خانم فرشته

    3+

    [پاسخ]
  • mobi82

    (خرداد ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۰ ب.ظ)

    ببین عزیزم هر چقدر هم رمانش بد باشه یا نویسندش شما نمیتونی اینقدر به نویسندش توهین کنید من خودم نظری راجع به رمان نمیدم چون نخوندمشو وقتی خواسمتم بخونم مجازیش نبود چون چاپ شده بود من خودم یک سال از شما کوچکترم و نویسنده درسته این رمان رو نخوندم ولی رمان های دیگرشون رو میخونم یکی یکی از آنها فرشته من بود اینکه میگید نویسنده آبکی اتفاقا از نظرم ایشون قلم قوی ای دارند و شما حق توهین به هیچ فردی رو ندارید حتی اگر ازشون خوشتون نیومد
    و اینکه هر فردی نظر خودش رو داره
    به نظر بعضی از افراد این رمان فوق العادس
    و مطمئنا شما در انتقادتون با ایسون بدبرخورد کردید که ایشون هم باهاتون بد برخورد کردند

    0

    [پاسخ]
  • mobi82

    (خرداد ۲۵, ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۲ ب.ظ)

    از نظرم قلم ایشون قویه و با اینکه این رمان رو نخوندم مطمئنم فوق العادس
    و امیدوارم که موفق باشن

    0

    [پاسخ]
  • maryam

    (خرداد ۲۹, ۱۳۹۶ - ۴:۴۰ ب.ظ)

    قطعا یک سری از نکات درسته و من هم در بععضی موارد موافقم.ولی فک نمیکنین زیادی نویسنده رو کوبوندین؟؟کجای این رمان قابل پیش بینی بوده؟در تمام طول مطالعه رمان این هیجان با من بود که خب بعدش چی میشه؟؟اگه اینطور که شما میگین قلمشون مخاطبو گیج میکرد یا الکی طولش دادن و خسته کننده بود پس این همه طرفدار و لایک از کجا اومده؟؟یعنی این رمان یه نقطه قوت نداشت؟؟فقط جلدش خوب بود؟!!|:نقدتون متاسفانه با واقعیت و بازخورد مخاطبین در تناقضه.آدم با خوندن این متن احساس میکنه منتقد فقط قصد کوبوندن نویسنده رو داشته.یکی باید خود شما رو نقد کنه منتقد عزیز

    6+

    [پاسخ]
  • Yalda

    (خرداد ۳۱, ۱۳۹۶ - ۲:۳۳ ق.ظ)

    رمان های شما خیلی خوب یه سوال داشتم آیا رمان گناهگار جلد دوم هم دارد

    2+

    [پاسخ]
  • فاطمه

    (تیر ۱, ۱۳۹۶ - ۴:۳۱ ق.ظ)

    سلام به همه من هنوز رمان گناهکارو نخوندم.ولی رمان های اینترنتی که تاحالا خوندم ازنظرباطنی مثل هم هستند.به نویسندگان محترم پیشنهادمیدم رمان هایی درقالب های بهتری بنویسن

    0

    [پاسخ]
  • طنین

    (تیر ۳, ۱۳۹۶ - ۲:۱۷ ق.ظ)

    سلام میکنم به همه دوستان.باید بگم که رمان گناهکار بهترین رمانیه که من تو تمام عمرم خوندم .ودر جواب او نویسنده پونزده ساله باید بگم که:تو هنوز بچه ای و اصن نمیدونی داستانورمان چیه پس اصن نیا حرف چرتو الکی بزن لطفا اگه خانم تات شهدوست باهات بد برخورد کرده لابد تو یه حرف چرتی بهش زدی .اگه هم ایشون نویسنده ابکی هستن دیگه معلوم نیس تو چی هستی.)با تشکر از دوستان که نظر منو خوندن

    1+

    [پاسخ]
  • حدیثه

    (تیر ۱۲, ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۸ ب.ظ)

    از نظره من هر کسی نظری داره و خودش این تصمیمو میگیره که چه جور رمانی بخونه.درضمن اگه شما ادعا دارید که رمان های خانم شهدوست ابکیه و مسخرس یک مورد از رمان هایی که توسط شما به چاپ رسیده رو نام ببرید.خانم شهدوست وقتی اولین رمانشون این قدر هوادار داره حتما در رمان های بعدی ایشون شاهد شاهکار های جدید تری میشیم.

    0

    [پاسخ]
  • fateme

    (تیر ۱۸, ۱۳۹۶ - ۹:۵۶ ق.ظ)

    ب نظر من خیییییییییلی مان عالی بود مرسی فرشته جوووون😘

    0

    [پاسخ]
  • fateme

    (تیر ۱۸, ۱۳۹۶ - ۹:۵۶ ق.ظ)

    ب نظر من خیییییییییلی رمان عالی بود مرسی فرشته جوووون فدات😘

    0

    [پاسخ]
  • زینب

    (تیر ۱۹, ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۵ ب.ظ)

    سلام
    ببخشید من رمان گناهکار رو چند روز پیش دانلود کردم و نصفشو مطالعه کردم ولی اینجا دیدم که فرموردین چون به چاپ رسیده دانلود رایگانش برداشته شده!! درصورتی که فرمت رایگان این رمان به راحتی تو فضای مجازی هست حالا سوالم اینه که شما مطمئنید؟ چون خیلی از کتابها چاپ شدن ولی خب فرمتشون توی فضای مجازیم هست, من میخواستم مطمئن شم چون نمیخوام از لحاظ شرعی دِینی به گردنم باشه… ممنون میشم پاسخ بدین.

    1+

    [پاسخ]
  • ROZ**

    (تیر ۲۲, ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۶ ق.ظ)

    دعوا کردن و زیر سوال بردن شخصیت ها چیزی رو حل نمیکنه دوستان من گناهکار رو خوندم رمان جالبی بود و به من کلی کمک کرد تا بتونم رمانمو بنویسم ولی هر کسی سلیقه و نظر خودشو داره نظر نویسندگان و این سایت درباره ی این رمان اینطور بوده شما باید دلیل های منطقی بیارین که این رمان چرا اینطوریه به نظرتون و کاربرای عزیزم دلیل منطقی بیارن وگرنه که منم گناهکارو دوست داشتم! درست صحبت کردن و حل کردن مسئله بهتر از دعوا فش دادن به هم دیگه است

    0

    [پاسخ]
  • ROZ**

    (تیر ۲۲, ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۷ ق.ظ)

    اشکالات رمان گناهکار امکان از اینکه نویسنده اولین رمانشو نوشته هست و نویسنده های حرفه ای باید به تازه واردای نویسنده کمک کنن من سعی کردم منطقی تصمیم گیری کنم و از اشکالات این رمان درس بگیرم هر چند رمان خوبی برای اولین بار بود فرشته رمانشو خوب نوشته ولی چون تازه وارد بوده نمیدونسته چطوری اشکالات رمانشو برطرف کنه همین

    1+

    [پاسخ]
  • Zibaw

    (تیر ۲۲, ۱۳۹۶ - ۳:۳۷ ب.ظ)

    گناهکار از نظر خواننده های مبتدی یک رمان بی نظیر و بی نقص هست ولی برای خواننده های حرفه ای تر واقعا وقت تلف کردنه

    3+

    [پاسخ]
  • book lover

    (مرداد ۸, ۱۳۹۶ - ۵:۵۱ ب.ظ)

    نقطه قوت این رمان این بود که میشد هر صحنه رو با توجه به قدرت توصیف خوبی که دارن حس و تصور کرد ولی داستانش یه چیزی فرا تر از فانتزی بود!نکته ی مفیدی نداشت که بشه از داخلش استنباط کرد.این رمان ها آثارشون رو بعدا نشون میدن ..من دبیرستانی ام و قبلا که این رمان رو خوندم واقعا خوشم اومد چون با دید ادم که درخور سنشه که از این داستانا خوشش بیاد نگاه میکردم…ولی الان که نگاه میکنم تاثیراشو میبینم.نه تنها این رمان بلکه پیشنهاد میکنم خودتون رو به رمان های ایرانی عاشقانه وابسته نکنین!اگه به این فکر کنین که اینا فقط تخیلات ذهن یه آدمه و همچین عشقایی اصلا وجود ندارن میفهمین چقدر بی ارزشن!

    0

    [پاسخ]
  • sahar

    (مرداد ۹, ۱۳۹۶ - ۹:۳۴ ب.ظ)

    سلام
    این رمانی که من خوندم یکی از بهترین رمانایی هست که خوندم و واقعا هم خوبه
    اینکه این رمان به مذاق بعضیا خوش نیاد دلیل نمیشه به نویسندش توهین کنید
    هرکسی یه نوع قلم و یک نو سلیقه داره
    اگه قلم همه مثل هم بود که دیگه رمان متفاوتی وجود نداشت
    من ازنویسنده این رمان تشکرمیکنم چون واقعا رمانش خوب بود وخودم تا الان دوبار خوندمش و محتواش هم خوب بود و تنها مشکلش از نظر من این بود که بعضی از اتفاقات رو زیادی کش اورده بود وطولانی شده بود

    1+

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *