رمان کنج بهشت نوشته تکین حمزه لو | نقد و بررسی رمان

رمان کنج بهشت

خلاصه رمان کنج بهشت : امروز در بخش نقد و بررسی رمان ، رمان کنج بهشت نوشته تکین حمزه لو رو جهت نقد و معرفی انتخاب کردیم .

ماهک، در ظاهر به قصد فروش خانه پدری، اما در اصل به هدفی دیگر، پس از سال‌ها به ایران باز می‌گردد، و این سفر، سرآغاز اتفاقات جدیدی در زندگی اوست.

بیورافی تکین حمزه لو

قسمتی از متن رمان کنج بهشت :
بیشتر کسانی که می آمدند مثل او سردرگم بودند.بین هانی گفتن و قربونت بشم.روز شکرگزاری و بوقلمون های چاق و چرب و شکم پرکرده.عید ایستر و تخم مرغ های رنگی و خرگوشهای شکلاتی.

ولنتاین و قلبهای قرمز و عروسکهای پولیشی خندان…هالوین و زامبی های از قبر دراومده.حالا هم کریسمس و کاج مصنوعی و جورابهای گنده و رنگی.ولی هرچه هم که خودمان را میچسباندیم به این رسم و رسوم جدید چیزی این وسط کم بود.

روح جمعی ایرانی ها در این آیین ها نبود.این مراسم مال ما نبود و هرگز هم نمیشد.من دلم آیین های خودمان را میخواست نه سیزده به درهایی که اینجا مجبور بودی یکشنبه ها در کنی چون مرخصی نداشتی…

مقدمه

برای یک عامه نویس، یکی از پر ریسک‌ترین اتفاقات، تغییر سبک و چرخاندن قلم به سمت‌وسویی است که کمتر مخاطب نسبت به آن آگاهی و یا حتی تمایل نشان داده است؛ حرکت در این مسیر خود ریسک بزرگی است که کمتر نویسنده‌ای حاضر است به آن تن بدهد؛ و پس از آن، قدرت عجیبی می‌طلبد تا نویسنده بتواند همچنان با جادوی واژگان خود، مخاطب را حفظ کرده و حرف‌های تازه‌ای از خود به جا بگذارد.

تکین حمزه لو، یکی از این معدود نویسندگانی است که طی چند سال اخیر، شاهد تغییرات بسیار زیاد در قلم و سبک او بوده‌ایم. امروز آثار اولیه او علی‌رغم فضایی عاشقانه، بازهم ردی از دغدغه‌های اجتماعی نویسنده را یدک می‌کشند. ظاهراً همین مسئله به مرور بر قلم حمزه‌لو غالب شده و ما پس از مهر و مهتاب، شاهد چرخش قلم وی و ورود او به دنیای رمان‌های اجتماعی می‌شویم. قصه‌هایی که سوژه‌های خود را از دل اجتماع می‌گیرند و روایتی رئال و زخم‌خورده از جامعه را بیان می‌کنند.

حمزه‌لو زمانی در حوزه رمان عامه‌پسند، حاضر شد، که تقریبا همه نویسندگان حاضر در این سبک، عاشقانه قلم می‌زدند و کسی سراغ دردهای اجتماعی نمی‌رفت. مخاطب به دنبال عاشقانه‌های غیرواقعی می‌گشت و هنوز نقشی از اتفاقات اجتماعی حقیقی در قلم نویسندگان این سبک دیده نمی‌شد. شجاعت و جسارت حمزه‌لو برای ورود به سبکی که شناختی از مخاطبین آن نداشته ستودنی است؛ با این حال هستند مخاطبینی که طی این سال‌ها او را همراهی کرده‌اند و علی‌رغم عاشقانه‌های کمی که در آثار وی وجود داشته، باز تشنه عاشقانه‌های بیشتری از واژه‌های او هستند.

قلم حمزه‌لو به جنگ ارادت خاصی داشته و در چند اثر از جمله راه طولانی، بعد از او و مهر و مهتاب می‌توان سوژه‌های جنگی او را دید و همراه با شخصیت‌های جنگ‌زده‌اش نفس کشید. در روزهایی که قصه‌های جنگی، کمتر برای دیده شدن، فروش و چاپ‌های متعدد و … مورد استفاده قرار می‌گرفت، قلم گرم و پرکشش او، در این آثار تن به سوژه‌هایی داده که بوی جنگ داده‌اند و ادای دینی بوده به این اتفاق بزرگ در تاریخ کشور.

همان‌طور که پیش‌تر هم گفته شد، وی در دیگر آثار خود نیز، دغدغه‌های اجتماعی را سوژه قرار داده و به حقیقت‌های تلخ زیر پوست شهر می‌پردازد. در آثار او می‌توان دغدغه‌های زنی سی و چندساله برای دیده شدن، عاشقانه‌های مادری سرخورده، اشتباه دختری در ازدواج، تعرض‌ به حریم زنان و حتی کودکی چندساله از سوی نزدیک‌ترینش و … را به روشنی دید. شاید بتوان گفت نگاه وی واقع‌گراست و سعی می‌کند از دریچه دنیای خود، حرف‌هایی از مساوات حقوق زن و مرد و نه برابری آنها به مخاطب عرضه کند. اگرچه به این دیدگاه وی و جنس ارائه آن نیز می‌توان ایراداتی وارد کرد که در این مهم، برای آن مجالی نیست.

نام اثر: کنج بهشت

نویسنده: تکین حمزه‌لو

ناشر: برکه خورشید

خلاصه: ماهک، در ظاهر به قصد فروش خانه پدری، اما در اصل به هدفی دیگر، پس از سال‌ها به ایران باز می‌گردد، و این سفر، سرآغاز اتفاقات جدیدی در زندگی اوست.

کلیت اثر: همان‌طور که پیش‌تر هم گفته شد، حمزه‌لو ذهنی سرشار از دغدغه‌های اجتماعی و روابط انسانی دارد. او در این اثر دست به بازتعریفی از ارتباطات انسان‌ها می‌زند. ارتباط انسان‌ها با محیط و نیز باهم و تأثیر این رفتارها در زندگی همدیگر یکی از موضوعات اصلی این قصه است.

«کنج بهشت» اثری اجتماعی است که در سال ۱۳۹۴ از سوی نشر برکه خورشید به بازار شده است.

طرح جلد و عنوان: کنج بهشت، نام زیبایی است که می‌تواند در این قصه هر نقطه از ایران باشد؛ شاید کنج یک خانه قدیمی، یا گوشه دنج یک رابطهٔ تحلیل‌رفته، و … نام اثر زیباست و همخوانی خوبی با محتوای اثر دارد. همچنین طراحی زیبای جلد نیز فضای قصه را به خوبی منتقل می‌کند.

شروع قصه: شروعی کلیشه‌ای در ابتدای قصه که پیش از این، همه ما با نمونه‌هایی از آن روبه‌رو شده‌ایم. فضای فرودگاه و کسی که پس از سال‌ها به کشور باز می‌گردد و …، با این حال، این کلیشه‌ای بودن، برای مخاطب آزاردهنده نبوده و او را پس نمی‌زند. شاید دلیل این امر، احساسات نوستالژیک و حس خوبی باشد که در فضای قصه جریان می‌گیرد. با این حال، این امر شاید باب سلیقه و علاقه‌مندی برخی از مخاطبین نباشد.

روند قصه یا محتوا: قصه روند آرام و بی هیجانی را دنبال می‌کند؛ اتفاقات پرهیجان و طوفانی در روند قصه وجود ندارد و نمی‌توان از این قصه که بیشتر ابعاد مختلف زندگی اجتماعی انسان امروز را نشانه رفته، چنین انتظاری هم داشت. حتی گم‌شدن مادر قهرمان قصه، دغدغه ماندن و یا برگشتن، فروش خانه و … همه در فضایی آرام اتفاق می‌افتد و نویسنده به‌گونه‌ای به این روایات می‌پردازد که هیچ چالشی برای مخاطب ایجاد نمی‌شود.

نثر: حمزه‌‌لو به اصول و قواعد نوشتن آشناست و تا حد زیادی رعایت این مسئله در نثر او دیده می‌شود. قلم او گرما و کشش خاصی داشته که حتی مخاطبین عاشقانه‌پسندش نیز، طی سال‌هایی که از فعالیت او در سبک اجتماعی می‌گذرد، باز پی‌گیر کارهایش بوده و با علاقه خاصی آثار او را دنبال می‌کنند. با این حال باید گفت در تحلیل آثار او شاهد نثری متوسط رو به خوب هستیم. او در خط مستقیم و بی فراز و فرودی حرکت کرده که کمتر دچار لغزش‌های ناشی از حواشی شود. متأسفانه آثار موجود در بازار اغلب بسیار بی‌کیفیت بوده و کمتر نویسندگان به این مسئله و اهمیت آن توجه دارند. در حالی‌که یک نثر خوب، در انتقال محتوا و حس، اثر شگرفی در مخاطب خواهد داشت. قلم حمزه لو، از این جهت نمره قابل قبولی می‌گیرد؛ اگرچه هیچ اثری بدون اشکال نیست.

خوشخبتانه این اثر، در مقایسه با چند کتابی که از این نشر شاهد بوده‌ایم، از اشتباهات تایپی کمتری برخوردار است؛ هرچند در اثر نویسنده‌ای همچون تکین حمزه لو، انتظار نمی‌رود اشتباهات املایی مانند غیض (غیظ) و انگشت شصت (شست) نمایان شود.

سوژه: حمزه لو، تبحر عجیبی در نوشتن از سوژه‌های متفاوت و تأمل برانگیز دارد. تعداد کتاب‌های این نویسنده و سوژه‌های متفاوت آن، گواهی بر این ادعاست. در این قصه نیز ما شاهد دغدغه‌های ذهنی آدم‌هایی هستیم که از شرایط موجود راضی نبوده و نیستند. کسانی که ساکن خارج از کشور هستند و حسرت زندگی و آرامش وطن را دارند و برعکس… ما شاهد نگاه متفاوت نویسنده به سالمندان و پیرسالان و دغدغه‌های آنان در این دوره سنی هستیم، رابطه‌ها و عاطفه‌ای که در زندگی ماشینی امروز هرروز بیشتر از دیروز انسان‌ها رو از هم دور و دورتر می‌کند، زنان و مردانی که بعد از مدتی دچار روزمرگی شده‌اند و … داستان کم‌حجم، اما پر از حرف‌هایی برای شنیدن و خواندن است.

شخصیت‌پردازی: گاهی چنین القاء می‌شود که شخصیت‌های کنج بهشت، سیاه و یا سفید مطلقند. دو قهرمان اصلی داستان، یا پدر ماهک، شخصیت‌های سفید قصه به نظر می‌رسند و شخصیت‌های فرعی مانند مادر ماهک، یا پسرعمو، و یا حتی همسر مرجان، به نظر شخصیت‌های سیاهی به نظر می‌رسند، یا لااقل نویسنده تلاش کرده نمایی تاریک از شخصیت آنها را به مخاطب نشان دهد.

فضاسازی: در اغلب آثار حمزه لو، ما شاهد فضاسازی خاصی از جنس توصیف و تصویرسازی مکان و یا فضای خاصی نیستیم؛ وی تلاش می‌کند به شکل موجز و مختصر، در سبک خاص خود، فضای قصه را با حس آدم‌های قصه و اتفاقاتی که درون قصه می‌افتد، به مخاطب منتقل کند.

 دانلود رمان کنج بهشت

باورپذیری: حمزه لو، یک رئال نویس است و سوژه‌ها و شخصیت‌های خود را از دل جامعه بیرون می‌کشد. در دنیای او، هیچ موضوع غیرقابل‌باور و غیرطبیعی وجود ندارد؛ با این حال، در مقاطعی از قصه کنج بهشت، همین شخصیت‌ها و اتفاقاتِ دیده شده، گاهی دور از ذهن و باور به نظر می‌رسند. کمی باور آن سخت است که پس از آشنایی کوتاهی، مردی سه دانگ یک خانه ویلایی در یک منطقه خوب تهران را به نام دختر مورد علاقه‌اش کند. اگرچه وجود شخصیت‌های متفاوت، اتفاق عجیبی نیست ولی چهره‌ای که نویسنده از دو مادر قصه به تصویر می‌کشد، دور از دنیای ما و مادرهای اطراف ماست. هرچقدر هم که این شخصیت‌ها به خوبی پرداخته‌شده باشند، بازهم برای مخاطب باور مادری که به سبب دلخوری بیش از اندازه از بچه‌هایش، یکباره تصمیم به رفتن گرفته و دل به نگرانی خانواده‌اش می‌دهد، سخت است. این تصویر با تصور عمیق مخاطب از مادر ایرانی فرسنگ‌ها فاصله دارد.

راوی: نویسنده از «من راوی» برای روایت قصه خود استفاده کرده است. اغلب من راوی، باعث نزدیکی و انتقال حس همذات پنداری مخاطب با قهرمان قصه می‌شود، با این حال، کنج بهشت، روایتی از زبان دو قهرمان قصه است و من راوی این قصه، بیشتر به سمت‌وسوی نظرات شخصی نویسنده در انتقال مفاهیم پیش رفته است. مخاطب در مقاطعی از قصه حس می‌کند نویسنده در قالب شخصیت‌های قصه، حرف‌ها و افکار خود را ابراز کرده و حتی شرایط موجود را قضاوت می‌کند.

پایان‌بندی: پایان داستان، اتفاق دور از انتظاری نبود و با آرام گرفتن قهرمانان قصه در کنج بهشتشان، آرامش به قصه باز می‌گردد و شخصیت‌ها به سرانجام می‌رسند.

جمع‌بندی: تکین حمزه لو، سال‌هاست که تغییر مسیر داده و سبک جدیدی را در نوشتن انتخاب کرده است، مسیری که شاید کمی از فضای رمان‌های عامه‌پسند فاصله گرفته، اما کاملاً هم به فضای نخبه پسندی نزدیک نشده است؛ وی در این سبک خود را شناسانده و مخاطب خاص خود را نیز پیدا کرده است. به نظر می‌رسد او از این جنس روایت خود، لذت می‌برد. کنج بهشت نیز مانند همه کتاب‌های قبلی نویسنده، حرفی برای گفتن دارد؛ برای مخاطبی که صرفاً به دنبال رمانی عاشقانه نیست و البته با قلم و سوژه‌های حمزه لو آشناست، شاید اثر لذت‌بخشی باشد.

منبع: نقد رمان عامیانه

17+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *