دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت pdf,java,apk,epub

رمان گاد فادر از moon shine

 

:نام کتاب:گاد فادر

:نویسنده:moon shine

حجم کتاب:۲٫۴  مگابایت پی دی اف و ۱٫۰۶  مگابایت اندروید و ۰٫۹۴ مگابایت جاواو ۲۲۵کیلو بایت epub

:خلاصه ی داستان:

منصور خان یه آقاست …یه آقا نه مثل کسایی که من وتو میشناسیم …نه مثل مردهای کوی وبرزن …
یه آقاست …که جون ادمها رو میگیره …یه اقا که براش فرقی نداره بچه باشی یا بزرگ ..زن باشی یا مرد ..دختر باشی یا پسر …
اقا همه براش یکسانن وهمه براش مثل یه دستگاه پول ساز میمونن…
وجودش مثل یه اختاپوس میمونه که همه رو توچنگال خودش اسیر کرده حتی ایرن رو …حتی یه دختر بیست ساله رو …
راستی منصور خان ما یه اسم دیگه هم داره ..اسم دیگه اش هست …

 

:فرمت کتاب:pdf,java,apk,epub

 :دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت پی دی اف

 :دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت اندروید

 :دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت جاوا

 :دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت epub

قسمتی از متن رمان:

لای پلک نیمه بازم رو بازتر میکنم چشمام بازتر از این نمیشد ولی راحت میتونستم سایهءمحو مردی رو که تو نیم وجبی صورتم بود ببینم …
چشمهام رو بستم… بهتره نبینم …وقتی چشمهام نبینن …بهتر میتونم با واقعیت کنار بیام ..
پیش خودم فرض میکنم که همهءاینها یه کابوسه …اره یه کابوس ترسناک …
شاید چند دقیقهءدیگه بیدار شم وببینم که همه اش یه خواب بد بود ه…دوست دارم با یه جیغ بلند بیدار شم ومامانم رو ببینم که با یه لیوان اب خنک قصد داره کابوسهام رو پاک کنه …
باز هم باخودم هیجی میکنم (این یه خواب خیلی خیلی بدِ )…ولی …
میلرزید ….پاهام میلرزید ..دستهام ..سینه ام …قلب خون بارم…میلرزید ..با حرکت بدن اون بود که میلرزید ومن رو بیشتر ازقبل تباه میکرد …بیشتر از قبل له میکرد
تمام وجودم فریاد میزد ….
(دیگه چیزی ازم باقی نمونده که طالبش باشی …من رو رها کن …بذار برم ..)
ولی حرکت همچنان ادامه داره …
دوباره دستهام رو مشت کردم وبی جون به پهلوش ضربه زدم .. صداش مثل روزهای گذشته ازارم میده
-بهتره این کارو نکنی چون بیشتر تحریک میشم …
انگشت هاش مثل چنگک توی پهلوم فرو میره …وداغی سر پنجه هاش قفسهءسینه ام رو تنگ میکنه …
احساس میکردم با هر لمس بدنم بیشتر از قبل از خودم فاصله میگیرم …با هر نفسی بیشتر از گذشته …بیشترازخودم متنفر میشم …
نفس …نفس ..نفس …نفس…
دستش رو روی بدن لُختم کشید …بالاتر …بالاتر …
نفس …نفس …لرزش ..لرزش …درد ..درد ..
رسید به گردنم ..پنجه اش رو دور گردنم حلقه کرد ..
فشار ..فشار ..نفس ..نفس …گرمم بود …خیلی گرم ..بدنم تو کوره میسوخت ..
انگشتم رو دورانگشتش گره زدم تا حداقل بتونم نفس بکشم ..ولی پنجه های مرد جدا نمیشد ..باز نمیشد …نف…س…ن..ف..س..
براش مهم نبود که من دارم جون میدم …براش مهم نبود کسی که زیر پیکر غول اساش داره به هلاکت میرسه یه دختر بیست ودو ساله است …
حتی براش مهم نبود که سرنوشت یه ادم تو دستهاشه …
مهم… لذت بود …نئشگی …هرزگی …هوس …
پاهام میسوخت ..درد داشتم ..درد ودرد …امشب …شب چندم بود ؟هفتم …؟نهم …؟نمیدونم ..
حساب روزها از دستم در رفته ….حساب ساعت ها …ثانیه ها …دیگه نمیتونستم دودوتا کنم …دیگه نمیخواستم بشمرم …دیگه نمیخواستم بیاد بیارم …
ولی نفرین به تو مرد غریبه که باعث میشی مدام بشمرم …نفس هاتو ..حرکت هاتو ..تباهی هام رو …زجرهام رو …بی کسی هام رو …
نفس ..درد ..حرکت …لرزش ..درد …گرما …
روی بدنم پراز مایع لزجی بود که حدس میزدم عرق بدن مردِ….هرم گرمای نفسهاش مشمئزم میکرد …متنفرم میکرد ..عاصیم میکرد …
نفس ها تندتر شد …تند و تند ..مثل اینکه هیچ فاصله ای بینشون نیست ..مثل اینکه هیچ خط تیره ای بینشون جدایی نمیندازه…
هنوز مشغول تقلا بودم ..نمیخواستم ….این درد امیخته به تجاوز رو نمیخواستم …این زجر پیچیده شده دور پیکرم رو نمیخواستم …
چرا حرف چشمهام رو نمیخوند که فریاد میزد
(بذار برم …بذارنفس بکشم …بذار زنده باشم …من رو نُکش …مگه ادمها فقط با خنجر کشته میشن ؟…نه من هم کشته شدم ..
چند روزه که مردم ..از وقتی بکارتم رفت …از وقتی معصیتم پودر شد وبه هوا رفت …از وقتی که برده ات شدم …)
بازهم تقلا میکنم …نه نمیخوام …

18+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

3 دیدگاه در “دانلود رمان گاد فادر از moon shine با فرمت pdf,java,apk,epub

  • فاطمه

    (خرداد ۲۷, ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۸ ب.ظ)

    faghat mitonam bgam aliiii boood
    hatman bkhoninesh
    ……
    :))))

    1+

    [پاسخ]
  • علیرزا

    (خرداد ۳۱, ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۷ ب.ظ)

    سلام خوبی؟
    داداش من علیرزا هستم مدیر سایت رفتـــ ۲۵
    رفیق فابریک حمید رضا مدیر سایت یاس ۹۸
    همون که سایتتو سئو کرده
    یه برنامه میخواستم که باهاش بتونم رمان بسازم ( مجموعه رمان )
    ممنون میشم بدین
    منتظرم یا علی

    0

    [پاسخ]

    Admin پاسخ در تاريخ خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    سلام دوست عزیز . سایت مارو یاس ۹۸ سئو نکرده . ورپرس پرو سئو کردن . ایشون فقط مبلغ خیلی جزئی گرفتن ک کارشون هم تاثیری نداشت :-)

    ببین واسه پی دی اف ک از ورد ۲۰۱۰ استفاده کن . واسه موبایل هم از برنامه کتابچه

    0

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *