دانلود رمان گل حسرت "جلد اول" از لیلی تکمیلی با فرمت pdf apk epub | دانلود رمان عاشقانه دانلود رمان گل حسرت "جلد اول" از لیلی تکمیلی با فرمت pdf apk epub | دانلود رمان عاشقانه

آخرین ارسالات انجمن

  • رمان خارجی
  • رمان های درحال تایپ
  • نقد و بررسی ها
خانه » رمان اجتماعی » دانلود رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی جلد اول و دوم

دانلود رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی جلد اول و دوم

دانلود رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی جلد اول و دوم

رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی

جلد دوم اضافه شد.

خلاصه رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی :

رمان گل حسرت روایتگر داستان دختری بنام رویا است.داستان در زمان اواخر حکومت پهلوی و اوایل انقلاب اسلامی است .

رویا با یکی از همکلاسی هایش دچار مشکل غیر قابل حلی شده .. مشکلی که ریشه اش برمیگرده به روابط خانوادگی آنها . رویا مجبور به گرفتن تصمیمی میشه که زندگی اون رو کامل تغییر میده .

دانلود جلد دوم (دانلود جلد اول از طریق لینک های بالا):

رمان گل حسرت جلد دوم فرمت pdf

رمان گل حسرت جلد دوم فرمت APK

رمان گل حسرت جلد دوم فرمت ePub

قسمتی از متن رمان گل حسرت از لیلی تکمیلی:
ناگهان چیزی مثل هزاران ظرف بلورین درون سینه‌ام شکست و فروریخت…. بی‌آن‌که چیز دیگری بگویم گوشی را سرجایش گذاشتم…. پس او یارغار دیگری دارد، من کجای دنیایش هستم؟….
درد بیش‌ازپیش بر تمام جانم مستولی شده و ناامیدی بر آن دامن می‌زد. سعی کردم دیگر به او فکر نکنم ولی مگر می‌شد؟ می‌شد آن عروسک موخرمایی را کنار امان تصور نکرد و خنده‌هایش را نشنید؟

بی‌اراده تصویرخون‌آشام ودخترموطلایی پیش چشمم زنده شد، من برای امان شاید فقط طعمه‌ای باشم؛ همین!
شب بود که همه خسته ولی شاد و پر انرژی برگشتند، ولی من دلیلی نمی‌دیدم به استقبال‌شان بروم.

بچّه‌ها از بس شیطانی کرده بودند هریک در آغوش یکی از والدینشان به خوابی ناز فرورفته و صنم نیز بلافاصله کمکشان کرد که آن‌ها را توی اتاق‌هایشان بخوابانند.

من با لبخندی تلخ در اتاقم را بستم و به پشت روی تختم افتادم تا با خیال‌پردازی‌های همیشگی کمی از درد و رنجم بکاهم، اما وحشتناک بود که دیگر ذهنم همراهی نمی‌کرد و هر بار به‌جای آنچه که دلم می‌خواست تصور کنم، چهره‌ی شاد وخندان پریسا را به خاطر می‌آوردم و بغض بر گلویم چنبره می‌زد…
به یاد دارم آن شب وقتی همه‌ی اهل خانه به خواب فرورفتند بابا آهسته و بی‌صدا از پله‌ها بالا آمد و وارد اتاقم شد، شاید خیال می‌کرد خوابیده‌ام درحالی‌که تازه داشت خوابم می‌برد، آنگاه با لمس دست‌های مردانه و گرمش به‌کلی خواب از سرم پرید، اما بدون این‌که چشمانم را باز کنم وبه او بفهمانم که بیدارم منتظر ماندم تا ببینم چه کار می‌خواهد بکند.

109+
دیدگاه کاربران



۱ دیدگاه
Titi در جمعه ۲۴ دی ۱۳۹۵

فقط میتونم بگم انگار داشتم توی این داستان زندگی میکردم عالی بود:)

1+
[پاسخ]


انجمن تفریحی فرهنگی تک سایت
به جمع دوستانه ما بپیوندید