مصاحبه با منا معیری – بیوگرافی منا معیری

منامعیری

سلام دوستان تک سایتی . امیدوارم حالتون خوب باشه . امروز با یه مصاحبه خاص و خوندنی با شماییم .

مصاحبه با نویسنده پرطرفدار و توانا ، خانوم منامعیری . پیشنهاد میکنم این مصاحبه رو از دست ندید .

تمام رمان های منا معیری

سلام خانوم معیری ، خیلی ممنون که دعوت مارو پذیرفتید ، ممنون میشم یه بیوگرافی کوتاه و جامع از خودتون و شروع کارتون بدید


سلام.ممنون از دعوت شما.منا معیری هستم .قبلا با نام کاربری mona30 وارد سایت نودوهشتیا شدم و کارم رو اونجا آغاز کردم.متولد بهمن ۱۳۶۱ هستم.متاهل و یک پسر یازده ساله به اسم سام دارم.اولین رمانی که به صورت مجازی نوشتم زنانه یا مادرانه بود و تقریبا با اون رمان شناخته شدم.

از کی نویسندگی رو شروع کردید چی شد به استعداد خودتون پی بردید ؟


از دوران دبستان شروع شد.اما اولین استارت تو دوره ی راهنمایی خورد.وفتی با دو تا از دوستان مدرسه ام یه داستان مشترک طنز نوشتیم که به عنوان انشا خونده شد.بعد اون اینکار یه رسم شد که می نوشتیم و برای هم می خوندیم.هنوز هم اون دفترهارو دارم.

تا الان چند رمان ازتون منتشر شده ، نام ببرید، برنامتون برای اینده چیه ؟


به صورت مجازی به ترتیب:
زنانه یا مادرانه
خانه ی من
طلوع از مغرب
بن بست(کار مشترک با beste)
زندگی خصوصی
تابستان
نارون های سرخ رو در حال تایپ دارم

بهترین رمانی که نوشتید از نگاه خودتون و خوانندها چی بوده ؟


نمی تونم اسم ببرم.چون لطف و محبت خواننده هام تا بی نهایت بوده و هست و تمام کارهای من رو در هر ژانر و گاها سبکی که بوده خوندن و حس خوبشون رو بهم منتقل کردند.اما می تونم بگم سبک مورد علاقه ی من در نوشتن چیزی شبیه به خانه ی من هست.

نظرتون در مورد فیک ژانر هایی مثل همخونه ای یا پسر غیرتی چیه ؟


رنج سنی مخاطب های رمان به صورت میانگین از دوازده سال هست به بالا.و خب این طبیعیه که سلیقه ی یه دختر نوجوان با یه خانم چهل ساله متفاوته.به نظر من هر موضوعی رو میشه نوشت اما باید درست نوشت.هدف از نوشتن خیلی مهمه.اینکه من دارم با کلمات بازی می کنم تا چه چیزی رو به خورد خواننده بدم مهمه.کافیه تفکر درست داشته باشیم تا اثری که از ما به جا می مونه ماندگار برای همه ی سنین باشه.

راهکاری به ذهنتون میرسه برای تغییر سلیقه خواننده های نوجوون ؟ چون اکثرا به دنبال

رمان هایی هستن که بیشتر از هرچیزی به مسائل غیراخلاقی یا عاشقانه های بچه گانه بپردازه؟


دو طرفه است.تفکر و نوع نگرش نویسنده و همینطور سلیقه ی خواننده در کنار هم می تونه کمک کنه تا این اتفاق انقدر چیز معمول و جامعی نباشه.

به نظرتون چند درصد توانایی یه نویسنده متکی به استعداده و چقدر تمرین و کلاس های آموزشی تاثیر داره ؟


کلاس های اموزشی تاثیر مثبتی داره اما به نظر من استعداد سهم خیلی بیشتری رو در بر می گیره.

آموزش نویسندگی دیدید ؟


خیر اموزش خاصی ندیدم.نوشتن رو دوست داشتم و در طول زمان نوشتن یاد گرفتم چطور اشکالاتم رو کم و کم تر کنم.به هر حال هر کسی که می نویسه دائم در حال یادگیریه.این چیزیه که بهش اعتقاد دارم.

آیا قراره کتاب هاتون رو توی ویترین کتابفروشی ها ببینیم یا همچنان جزو مجازی نویس ها خواهید بود ؟


تابستان برای چاپ به انتشارات خوبی سپرده شده،که می تونین این اتفاق رو به عنوان استارت کار من در رمان های چاپی حساب کنید.
اما مجازی نوشتن یه حس دیگه ای داره و تا روزیکه که سایت قصه سرا به کارش ادامه میده من اونجا خواهم نوشت و خواننده هام رو در کنار خودم خواهم داشت.

به عنوان نویسنده فعال سایت نود و هشتیا ، میشه بگید نود و هشتیا چی شد ؟


نودوهشتیا برای من یادآور خاطرات خوب و تلخی رو تداعی می کنه که مهم ترینش مرحوم محمد جوشنی عزیز بود.متاسفانه بعد فوت ایشون عملا سایت تعطیل شد و دیگه ادمینی با این اسم در اون سایت وجود نداشت.

به نظرتون نویسنده های مجازی میتونن از طریق فضای مجازی از این مهارتشون کسب درامد کنن ؟


شاید بتونن اگر همکاری لازم رو از طرف خواننده هاشون داشته باشند.کتاب های صوتی،کتاب های الکترونیکی همه ی این دنیای مجازی می تونه آسیب کمتری لااقل به طبیعت بزنه و در هر شرایطی قابل حمل باشه.

بهترین رمان هایی که اخیرا خوندید رو نام ببرید (هم مجازی هم چاپی)


وقتی در حال نوشتن داستان هستم سعی می کنم داستان دیگه ای نخونم تا تمرکز بیشتری روی کار خودم داشته باشم.
اما دیروز دلم خواست کتاب زمین به شکل احمقانه ای گرد است رو ورق بزنم.

بین نویسنده های مجازی کار های کدوم نویسنده هارو میپسنیدید و دنبال میکنید ؟


نویسنده های خیلی خوبی داشتیم و الان هم داریم.تو سایت قصه سرا سعی می کنم خیلی از داستان هارو تا جاییکه وقتم اجازه میده دنبال کنم.این کار چند حسن داره،یکی اینکه با قلم و استعدادهای جدید آشنا میشم،دوم اینکه نویسنده ی خوب منحصرا متعلق به یک نفر نمیشه.اما اگر بحث سلیقه مطرح باشه کتاب هایی رو می خونم که به روحیات خودم نزدیک تر باشه.داستان های ساده و روان اما پربار.

توصیتون به نویسنده های تازه کار چیه ؟  چطور استعدادشون رو پرورش بدن ؟


چیزی که خیلی توجه من رو تو داستان ها جلب می کنه تفکر پشت نوشته هاست.بعضی از این تفکرات عالی هستن و بعضی دیگه جای تامل دارن.به نظر من درست نویسی مهمه.این به معنی پاک نویسی یا خوب نویسی نیست.درست نوشتن یعنی هدفی داشته باشی که ته داستان به اون نقطه برسی و خواننده چیزی رو از این مطلب دریافت کرده باشه.لازم نیست حتما درس بزرگی باشه.نمی خوایم به ادم ها درس بدیم.بلکه می تونیم براشون خاطرات رو بسازیم.حس های کمرنگ شده رو پررنگ کنیم.
برای پرورش استعداد زیاد بخونن،زیاد بنویسن.سوژه ها جلوی چشم ما هستند و لازم نیست راه دور بریم.حتما با مطالعه  و تفکر راجع به موضوع مورد نظرشون دست به قلم بشن.به قولی با یه غوره سردیشون نکنه با یه مویز گرمی.نه از تشکرهای بالا مغرور بشن و فکر کنن عالی می نویسن و نه از انتقادها ناراحت بشن و دیگه ننویسن.
همیشه بهترین  چیزها توی نقد داستان ها پیدا میشه.راجع به اون ها فکر کنید و تصمیم درست بگیرید.( به این معنی نیست که هر نقدی درسته،بلکه هر نقدی سازنده است)

حرف اخر با طرفدار های پر و پاقرصتون :)


شما همیشه دوستان من هستین.دوستان خوبی که در طی سالها پیدا کردم و برام خیلی خیلی باارزش هستند.ما برای شما می نویسیم شما هم با محبت و حضورتون از ما حمایت می کنید و این رابطه ی مارو شکل میده.دوستون دارم.

7+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *