دانلود رمان خشم و سکوت از ان همپسون

رمان خشم و سکوت

khashm-o-sokoot

نام کتابنام کتاب : رمان خشم و سکوت

نام نویسنده نام نویسنده : آن همپسون

حجم حجم : ۲٫۵MG(تعداد صفحات:۲۷۰)

خلاصه داستانخلاصه داستان:

تارا که میخواهد در عروسی نامزد سابقش تنها نباشد ، با پرداخت ده پوند پسری خوشقیافه را با خود به عروسی میبرد . خیلی تصادفی عکس تارا و آن پسر  به عنوان نامزد در روزنامه چاپ میشود . برادر بزرگتر  تارا که صاحب ارث تارا تا زمان رسیدن به سن قانونی است،روزنامه و عکس را میبیند و تارا مجبور میشود پسر را به عنوان نامزد واقعی خود به برادرش معرفی کند.

t_logoکانال تک سایت در تلگرام، اینجا کلیک کنیدt_logo

فرمت کتاب فرمت کتاب : PDF

 

دریافت کتابدریافت  رمان خشم و سکوت فرمت PDF

قسمتی از متن رمان:

و وقتی پل گفت : « اگه ممکنه یه فنجون قهوه . » باعث تعجب تارا شد . وقتی تارا به آشپزخانه رفت ، جون که داشت برای شام کیک سیب زمینی درست می کرد ، گفت :- من آماده می کنم و میارمش . راستی یه نامه برات اومده ، وقتی اومدی ندیدی ، گذاشته بودمش روی میز هال .- ممنونم ، می رم برش می دارم ..رمان خشم و سکوت

********
تارا ساکت شد . فکر او به لئون و گفتگویشان برگشت . تارا مطمئن بود که هدف لئون چیزی جز ایجاد دردسر برای او نبود و از این که توانسته بود بر تصمیم خود باقی بماند و با خونسردی رفتار کند ، از خودش راضی بود . اگر او کنترل خودش را از دست می داد همه ی نقشه هایشان نقش بر آب می شد ، اما حالا همه چیز روبراه بود . فقط لازم بود که کمی دیگر به این نقش بازی کردن ادامه دهد و بعد پل به پولش می رسید و برای همیشه از چنگ این مرد نجات پیدا می کرد ..رمان خشم و سکوت

********

– باشه ، این کارو می ذاریم برای بعد ، منم فکر می کنم بعد از ازدواج فرصت بیشتری دارین به تماشای جاهای دیدنی برین . ولی در هر حال اگه بازم تصمیمت عوض شد و خواستی گشت و گذار بکنی ، هنوز وقت داریم .آن روز اندرولا با دوستانش که در آن طرف جزیره زندگی می کردند ، برای شام بیرون رفت و پل هم که تمام روز سردرد داشت ، رفت که استراحت کند .لئون قبل از شام بعد از رفتن به طبقه بالا از حال پل جویا شد و به تارا اطلاع داد که .رمان خشم و سکوت

********

او مواظب بود که هیچ نشانی از اندوه و غصه در صدایش مشهود نباشد . به همین دلیل اصلا” تصمیم نداشت به سوالاتی پاسخ دهد که ممکن است باعث شود ریکی تصور کند او با شوهرش خوشبخت نیست . زندگی تارا در حال حاضر به اندازه کافی پیچیده بود و قصد نداشت موقعیتی به وجود آورد که مجبور شود در مورد پایان دادن به ازدواجش با ریکی مخالفت کند . .رمان خشم و سکوت

********

– حتما” خانم . همین الان مارگریتا رو به داروخانه فارمکیون می فرستم .تارا بعد از رفتن ساواس چند لحظه همین طور ایستاده بود . ریکی یکی دو روز دیگر یا بیشتر باید توی رختخواب می ماند . لئون تا سه روز دیگر به خانه می آمد ، خوب اگر همه چیز خوب پیش می رفت ریکی تا آن موقع رفته بود . ولی اگر تا آن موقع این جا باشد … نه این مشکلی ایجاد نمی کرد چون مطمئنا” او این حق را داشت که از جانب خودش مهمان دعوت کند..رمان خشم و سکوت

********
واضح بود که ساواس قبل از آمدن تارا از این موضوع با اطلاع شده است .
– خانم فکر می کنم خانم هلنا بتونن تا رسیدن تاکسی این جا منتظر بمونن ؟
چشمان تارا از خشم درخشیدند و با عصبانیت دستور داد و گفت :
– هر کاری گفتم بکن ، راه خروجو نشون بده ..رمان خشم و سکوت

********
– آره خیلی … ولی به لئون نگو . اون هنوز عقیده داره که یه دختر نباید با دوستاش بیرون بره و باید طوری به همسری شوهرش درآد که قبل از اون آفتاب مهتاب روشو ندیده باشه ، اگه لئون نصف کارایی که من می کنم رو بفهمه ، شوک بزرگی بهش وارد می شه ولی من زرنگ تر از این حرفام . خداحافظ ، کریسمس می بینمت .
لئون در اسکله بود ، او با تحسین به موهای تارا نگاه کرد و چیزی از سر تایید گفت ..رمان خشم و سکوت

“دوستان توجه کنید متون قسمتی از متن رمان به صورت کاملا اتفاقی از رمان انتخاب میشود و متون منتخب نویسنده رمان نیست”

45+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *