دانلود رمان حکم دل نوشته sun daughter و anital فرمت pdf apk epub

رمان حکم دل

خلاصه رمان حکم دل : دختری در جست و جو زندگی تازه .. زندگی که نگران نون شبش نباشه و بتونه فقط زندگی کنه .. اما مسیر جست و جو رو غلط انتخاب میکنه .. اشتباهی بزرگ .. بازی با سرنوشت و زندگی [رمان حکم دل از اولین نوشته های نویسندگان معروف ، خورشید و انیتا هست که جزو رمان های نسبتا پر طرفدار محسوب میشه . رمان حکم دل امروز به درخواست شما عزیزان در تک سایت منتشر شد.]

دانلود رمان حکم دل با فرمت APK (اندویدیها حتما از نسخه اندروید برنامه استفاده کنید.)

دانلود رمان ویلان  رمان جدید sun daughter

قسمتی از متن رمان حکم دل :
فرصت رو از دست داده بودم. وقتی توی زیرزمین بودم امید داشتم که بتونم از این بالا فرار کنم… دوباره به نگهبان ها نگاه کردم… نه! انگار فرار کردن از زیرزمین ساده تر بود. باید چی کار می کردم؟ اگه منو می خریدن چی می شد؟ اون وقت دیگه نگهبان ها نگران من نبودند… دیگه مسئولیتی روی دوششون نبود… شاید اون موقع می تونستم فرار کنم… ولی دوست نداشتم یه گوشه منتظر باشم و یه مشت مرد حریصو نگاه کنم که که سر قیمت من با هم چونه می زنند.
دوباره استرس پیدا کرده بودم… پوپک بهم اشاره کرد و گفت:
تو کارت اینجا تمومه… برو توی اون اتاق و شامتو بخور… مراسم که تموم شد صدات می کنم… خیلی ها هستن که می خوان صورت خوشگلتو ببینن.
با عصبانیت گفتم:
پس نمایشت هنوز تموم نشده.
پوپک کمی ازم فاصله گرفت. متوجه شده بود که دوباره عصبی شدم… می دونست که ممکنه بهش حمله کنم. خودشو به یکی از نگهبان ها نزدیک کرد. کنارش ایستاد و گفت:
نمایش وقتی تموم می شه که من پولمو بگیرم… فهمیدی؟ یکی از این مردها باید تو رو با خودش ببره… اون وقت می فهمی که نمایش به چی می گن…
سرمو پایین انداختم. راست می گفت… این بازی ادامه داشت. نگهبان بهم اشاره کرد که دنبالش برم… چاره ای جز اطاعت کردن نداشتم… هیچ راهی نداشتم… حق انتخاب هم نداشتم.
نگهبان من و به یکی از اتاق ها برد و در رو پشت سرم قفل کرد. یه اتاق سه در چهار بدون پنجره بود. یه میز آرایش با یک صندلی و یه تخت یه نفره توی اتاق بود. سینی غذام روی میز بود. یک پارچ آب و یک ظرف اسپاگتی… دلم می خواست اجازه می دادند به همون زیرزمین برمی گشتم… می تونستم از بیتا و سحر خبر بگیرم… دوست داشتم یه بار دیگه ستاره رو ببینم… می تونستم برم سراغ کمد و دردهامو با گریه تسکین بدم.
ضعف کرده بودم. نشستم و با اشتها مشغول غذا خوردن شدم. نمی دونستم وعده ی بعدی غذامو کجا باید بخورم… توی خونه ی کدوم مرد… کنار کی…
یاد نگاه تحسین آمیز مرد عرب که توی زیرزمین کشمکش من و نگهبان رو دیده بود افتادم… غذا توی گلوم پرید. سرفه کردم و با یه لیوان آب خودمو نجات دادم… همین که نفسم جا اومد با عصبانیت مشتم و روی میز کوبیدم…
نمی دونستم چند ساعت دیگه باید توی اون اتاق بمونم… فقط می دونستم اون ساعت ها آخرین و شاید بهترین ساعات زندگیم توی دوبی اِ. اگه منو می خریدن یا کرایه میدادن دیگه نمی ذاشتن آب خوش از گلوم پایین بره.
سرم گیج می رفت… دیگه نمی تونستم به فرار کردن فکر کنم… هنوز امید داشتم… شاید یه آدم خیری پیدا می شد که منو می خرید ولی باهام کاری نداشت… شاید فقط برای آزاد کردن من این کار رو می کرد…


رمان از anital

دانلود رمان های sun daughter

دانلود رمان حکم دل مخصوص موبایل

بیوگرافی سان داتر

بیوگرافی anital

53+

نویسنده مطلب: علی میر

علی میرحسینی هستم . 20 سالمه و تقریبا 5 سال پیش تک سایت رو استارت زدم و تا الان با تموم چاله چوله هایی که تو این مسیر داشته داره به راه خودش ادامه میده و امیدوارم تونسته باشم در مسیر فرهنگ و کتابخوانی قدمی حتی کوتاه برداشته باشم .

6 دیدگاه در “دانلود رمان حکم دل نوشته sun daughter و anital فرمت pdf apk epub

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *