دانلود رمان فرار بزرگ نوشته سوزان الیزابت فیلیپس با فرمت apk epub pdf | تک سایت دانلود رمان فرار بزرگ نوشته سوزان الیزابت فیلیپس با فرمت apk epub pdf | تک سایت

آخرین ارسالات انجمن

  • رمان خارجی
  • رمان های درحال تایپ
  • نقد و بررسی ها

خانه » رمان خارجی » دانلود رمان فرار بزرگ نوشته سوزان الیزابت فیلیپس با فرمت apk epub pdf

دانلود رمان فرار بزرگ نوشته سوزان الیزابت فیلیپس با فرمت apk epub pdf

رمان فرار بزرگ

خلاصه رمان فرار بزرگ :

دختر خوانده شیطون و بیخیال رئیس جمهور آمریکا ، لوسی جورایک ، در مراسم عروسی نامزدش را قبل از گفتن “بله” ترک میکند .. انگار دنبال تجربه های تازس ، ماجراجویی های کمی عاشقانه .. سوار بر ترک موتور سوار غریبه ، سفر او آغاز میشود.

لوسی هر روز از ارزو های تکراری خود را برای خود بازگو میکند .. ارزو های کوچک اما برای او مثل رویا های دست نیافتنی است . ارزو داشتن پدری ساده ک هر روز اورا با خود به گردش ببرد و در زمان بیکاری چمن های حیاط را کوتاه کند و با صفت های دوست داشتنی دختر خود را صدا کند .. مادری ک واقعا مادر باشد و تفریحش مستی نباشد و پر رابطه با دیگران برایش عادی نباشد ..

رمان بهشت من تگزاس از سوزان الیزابت فیلیپس

 

قسمتی از متن رمان فرار بزرگ :
نزدیک منطقه کادیلاک، بزرگراه را ترک کرد و وارد راه فرعی منتهی به شمال غربی میشیگان شد. حدود غروب، او و یک دوجین ماشین دیگر در صف سوار شدن با ماشین هایشان به آخرین کشتی امروز به مقصد جزیره چریتی بودند. جزیره ای که به سختی مکانش را روی نقشه پیدا کرده بود. عضلاتش گرفته بودند، چشمانش از خستگی سرخ شده و احساس خوبش محو شده بود. رمان فرار بزرگ

کاری که داشت انجام می داد احمقانه بود، اما نگران بود که اگر به دنبالش نمی رفت باقی عمر این سوال برایش بی پاسخ می ماند که چرا با غریبه ای مرموز درون رختخواب رفته است آنهم دو هفته بعد از فرارش از دست مردی که برایش بهترین بود. دنبال یک دلیل کاملاً منطقی برای توجیه این مسافرت نبود، اما این روزها در بهترین حالت روحیش قرار نداشت و این بهترین کاری بود که می توانست انجام دهد.رمان فرار بزرگ
قایق قدیمی سیاه رنگ با نوار باریک زرد، رنگ شده بود و بوی خفیف سوخت، کپک و طناب از آن بمشام می رسید. تعداد زیادی مسافر همراه او سوار شدند. یکی از آنها، دانشجویی بود که کوله پشتی ای با خود حمل می کرد، با پرسیدن اینکه لوسی کجا به مدرسه می رود خواست سر صحبت را با او باز کند. لوسی به آن پسر گفت که از دانشگاه ممفیس فارغ التحصیل شده و با کوبیدن پاشنه چکمه های سنگینش روی عرشه از او دور شد. رمان فرار بزرگ
باقی زمان مسافرت را روی عرشه باقیماند و به تماشای جزیره نشست که زیر نور درحال محو شدن ذره ذره پدیدار می شد. شکل جزیره شبیه سگی خوابیده بود—سرش در یک سمت جزیره، لنگرگاه در قسمت شکمش واقع شده و سمت دیگرش ساختمان فانوس دریایی مثل دم سگ سیخ هوا گرفته شده بود. بر طبق اظهارات مجله گردشگری، جزیره پانزده مایل جلوتر در دل دریاچه میشیگان قرار گرفته بود. ده مایل درازا و دو مایل عرض و سیصد نفر جمعیت داشت که در طول تابستان به هزار نفر هم می رسید. رمان فرار بزرگ

Author: علی میر

علی میرحسینی هستم .
۱۹ سالمه و تقریبا ۵ سال هست که وبلاگ نویسی رو آغاز کردم .
دوسال و نیم پیش وب تک سایت رو با هدف گسترش فرهنگ کتابخوانی تاسیس کردم و امیدوارم تونسته باشم به بخشی از هدفم رسیده باشم :)

20+
دیدگاه کاربران



۱ دیدگاه

[…] […]

0