دانلود رمان جایی میان صخره و سنگ از آرون ران استون |

آخرین ارسالات انجمن

  • رمان خارجی
  • رمان های درحال تایپ
  • نقد و بررسی ها

خانه » رمان خارجی » دانلود رمان جایی میان صخره و سنگ از آرون ران استون

دانلود رمان جایی میان صخره و سنگ از آرون ران استون

رمان جایی میان صخره و سنگ

jaei-mian-sang-o-sakhre

نام کتابنام کتاب : رمان جایی میان صخره و سنگ

نام نویسنده نام نویسنده : آرون ران استون

حجم حجم : ۱٫۵ MG(تعداد صفحات:۶۳)

خلاصه داستانخلاصه داستان:

مترجم:این نسخه از ترجمه رمان ” جایی میان صخره و سنگ ” نسخه ای کوتاه این رمان است . در این نسخه قسمت های متفرقه و نه چندان مهم را حذف کرده ایم . دلیل اینکار چاپ این نسخه رمان در یکی از مجله ها بود و به دلیل فضای محدود مجبور به حذف قسمت هایی از متن رمان شدیم . موفق باشید .

t_logoکانال تک سایت در تلگرام، اینجا کلیک کنیدt_logo

فرمت کتاب فرمت کتاب : PDF

دریافت کتابدریافت رمان جایی میان صخره و سنگ فرمت PDF

قسمتی از متن رمان:
صدا قطع شد. هیچ کس باورش نمی شد به این سرعت همه چیز اتفاق افتاده باشد. بروس اصلاً تخته سنگ را ندیده بود و حتی وقتی از روی یخچال پایین افتاد هنوز در حال دویدن بود. همه خوب بودیم و در هیاهوی تشویق دور هم جمع شدیم..رمان جایی میان صخره و سنگ

********
از خواننده کریستینا کلیکات، سپیده دم صحرا
همین که گرمای صبح حس می شود دیگر نیازی نیست که بیهوده برای گرم شدن چاقویم را به صخره بکوبم. درد شدید وادارم می کند که برنامه همیشگی را تغییر دهم و تکه کردن و خرد کردن را به زمان دیگری بسپارم. با این که نخوابیده ام، به خاطر نور فراگیر خورشید در دره احساس انرژی مضاعف می کنم. این نور به اندازه ای که سپیده دم بعد از یک پیاده روی شبانه انرژی بخش است، مرا سر حال می کند..رمان جایی میان صخره و سنگ

********
اینجا می پوسم، با سقوط در اینجا و در حالی که دستم گیر کرده، سرانجام کم آبی، بازی را تمام می کند و مرا می کشد.
اصلاً چرا آب می خورم؟ آب خوردن فقط زجرم را بیشتر می کند. ناامیدانه آرزو می کنم که یک سیل بیاید و همه چیز را تمام کند. فکر این که رگ هایم را بزنم، یک سره می آید و می رود. ناامیدی ام به عصبانیت تبدیل شده است. از این سنگ متنفرم. .رمان جایی میان صخره و سنگ

********
وقتی اشک هایم جاری می شوند، فیلم را قطع می کنم و با پشت دست هایم چشمانم را پاک می کنم.
« پدر مادر دوستتون دارم. سونیا دوستت دارم. بهتون افتخار می کنم. نمی دونم چی من رو به اینجا کشوند. ولی این همون چیزیه که دنبالش بودم. من به دنبال خطر و هیجان حرکت می کنم و الان احساس زندگی می کنم. ولی من تنها می رم و به هیچ کس نمی گم کجا می رم و این حماقته..رمان جایی میان صخره و سنگ

 

“دوستان توجه کنید متون قسمتی از متن رمان به صورت کاملا اتفاقی از رمان انتخاب میشود و متون منتخب نویسنده رمان نیست”

6+
دیدگاه کاربران



بدون دیدگاه